backlogs

[ایالات متحده]/ˈbækˌlɒɡz/
[بریتانیا]/ˈbæklɑːɡz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وظایف یا سفارشات ناتمام که در طول زمان جمع شده‌اند
v. جمع‌آوری یا انباشته کردن (وظایف، سفارشات و غیره)

عبارات و ترکیب‌ها

backlog of work

پس‌وند کار

addressing backlogs

رسیدگی به پس‌وندها

reduce backlogs

کاهش پس‌وندها

clear the backlog

پاک کردن پس‌وند

backlog management

مدیریت پس‌وند

persistent backlogs

پس‌وند‌های مداوم

growing backlog

پس‌وند در حال رشد

backlog of emails

پس‌وند ایمیل

project backlog

پس‌وند پروژه

technical backlogs

پس‌وند‌های فنی

جملات نمونه

we need to address the backlogs in our project.

ما باید به رفع عقب‌ماندگی‌ها در پروژه خود رسیدگی کنیم.

the backlogs have caused delays in delivery.

عقب‌ماندگی‌ها باعث تاخیر در تحویل شده است.

she is working overtime to clear the backlogs.

او برای رفع عقب‌ماندگی‌ها اضافه کار می‌کند.

backlogs can affect overall productivity.

عقب‌ماندگی‌ها می‌توانند بر بهره‌وری کلی تأثیر بگذارند.

we must find a solution to reduce the backlogs.

ما باید راه حلی برای کاهش عقب‌ماندگی‌ها پیدا کنیم.

the team is overwhelmed by the backlogs.

گروه توسط عقب‌ماندگی‌ها درهم شکسته است.

managing backlogs is crucial for efficient operations.

مدیریت عقب‌ماندگی‌ها برای عملکرد کارآمد بسیار مهم است.

they reported a significant increase in backlogs this month.

آنها گزارش دادند که این ماه افزایش قابل توجهی در عقب‌ماندگی‌ها وجود دارد.

backlogs in customer service can lead to dissatisfaction.

عقب‌ماندگی‌ها در خدمات مشتری می‌تواند منجر به نارضایتی شود.

we need to prioritize tasks to tackle the backlogs.

ما باید وظایف را اولویت‌بندی کنیم تا عقب‌ماندگی‌ها را حل کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید