backpiece

[ایالات متحده]/ˈbækˌpiːs/
[بریتانیا]/ˈbækˌpɪs/

ترجمه

n. قطعه‌ای از ماده که پشت را می‌پوشاند یا محافظت می‌کند، اغلب بخشی از لباس یا زره است.

عبارات و ترکیب‌ها

backpiece tattoo

طرح خالکوب پشت

backpiece of leather

پشت چرمی

جملات نمونه

she decided to get a backpiece tattoo for her birthday.

او تصمیم گرفت برای تولدش یک تتو بک پیس (طرح پشت) بگیرد.

the artist created a stunning backpiece design.

هنرمند یک طرح بک پیس (طرح پشت) خیره کننده خلق کرد.

his backpiece features intricate patterns and vibrant colors.

بک پیس (طرح پشت) او دارای الگوهای پیچیده و رنگ های زنده است.

she spent hours discussing her backpiece with the tattoo artist.

او ساعت ها وقت خود را صرف بحث در مورد بک پیس (طرح پشت) خود با خالکوبکار کرد.

the backpiece took several sessions to complete.

کامل کردن بک پیس (طرح پشت) چندین جلسه طول کشید.

choosing the right backpiece can be a difficult decision.

انتخاب بک پیس (طرح پشت) مناسب می تواند یک تصمیم دشوار باشد.

he proudly showed off his new backpiece to his friends.

او به طور افتخارآمیز بک پیس (طرح پشت) جدید خود را به دوستانش نشان داد.

her backpiece tells a story of her travels around the world.

بک پیس (طرح پشت) او داستانی از سفر او در سراسر جهان را روایت می کند.

the backpiece was inspired by her favorite book.

بک پیس (طرح پشت) از کتاب مورد علاقه او الهام گرفته بود.

he plans to add more details to his backpiece in the future.

او قصد دارد در آینده جزئیات بیشتری به بک پیس (طرح پشت) خود اضافه کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید