backplate

[ایالات متحده]/ˈbækˌpleɪt/
[بریتانیا]/ˈbækˌpleɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پلیت حمایتی؛ پلیت پایه فرکی یا بلوک فرکی؛ الکترود پشتی در الکترونیک
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

backplate removal

حذف پشت‌پانل

computer backplate

پشت‌پانل کامپیوتر

remove backplate

حذف پشت‌پانل

check backplate

بررسی پشت‌پانل

replace backplate

جایگزینی پشت‌پانل

backplate screws

پیچ‌های پشت‌پانل

secure backplate

ثابت کردن پشت‌پانل

backplate damage

آسیب پشت‌پانل

thin backplate

پشت‌پانل نازک

thick backplate

پشت‌پانل ضخیم

جملات نمونه

the backplate is made of durable metal.

پشت‌پایه از فلز دوام‌آور ساخته شده است.

remove the backplate to access the internal components.

برای دسترسی به اجزای داخلی، پشت‌پایه را حذف کنید.

the new phone has a sleek, slim backplate.

telefon جدید دارای پشت‌پایه‌ای لایه‌ای و باریک است.

a damaged backplate can affect the device's performance.

پشت‌پایه‌ی آسیب‌دیده می‌تواند عملکرد دستگاه را تحت تأثیر قرار دهد.

the technician carefully replaced the broken backplate.

تکنسیان با دقت پشت‌پایه‌ی شکسته را جایگزین کرد.

this laptop's backplate is easily removable for upgrades.

پشت‌پایه‌ی این لپ‌تاپ برای به‌روزرسانی‌ها به‌راحتی قابل حذف است.

the backplate features a unique pattern design.

پشت‌پایه دارای طراحی الگوی منحصر به‌فردی است.

he used adhesive tape to secure the backplate in place.

او از نیم‌ک带头 برای ثابت کردن پشت‌پایه استفاده کرد.

the backplate is engraved with the company's logo.

پشت‌پایه با لگوی شرکت جواهر گذاری شده است.

the backplate provides structural support for the device.

پشت‌پایه پشتیبانی ساختاری برای دستگاه فراهم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید