backstabbed

[ایالات متحده]/[ˈbæk.stæb]/
[بریتانیا]/[ˈbæk.stæb]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور غیرمنتظره و از پشت به کسی حمله کردن؛ خیانت کردن.
v. (زمان گذشته فعل backstab) خیانت کردن به کسی، به خصوص یک دوست یا متحد.
adj. با خیانت یا بی‌وفایی مشخص شده.

عبارات و ترکیب‌ها

backstabbed by him

توسط او خنجر شد

feeling backstabbed

احساس خیانت

was backstabbed

خنجر شد

backstabbed partner

همراه خیانتکار

get backstabbed

خنجر شوید

backstabbed me

من را خنجر کردند

backstabbed friend

دوست خنجر شده

backstabbed colleagues

همکاران خنجر شده

backstabbed repeatedly

به طور مکرر خنجر شد

جملات نمونه

he felt utterly betrayed after being backstabbed by his closest friend.

او پس از خیانت شدید دوست نزدیکش، به شدت احساس فریب‌خوری کرد.

the politician was backstabbed by a colleague seeking to advance their own career.

یک سیاستمدار توسط همکارش که به دنبال پیشرفت در شغل خود بود، مورد خیانت قرار گرفت.

she realized she'd been backstabbed when she discovered the plot to undermine her.

او متوجه شد که مورد خیانت قرار گرفته است، زمانی که نقشه‌ای برای تضعیف او کشف کرد.

the company was backstabbed by an insider who leaked confidential information.

شرکت توسط یک فرد داخلی که اطلاعات محرمانه را فاش کرد، مورد خیانت قرار گرفت.

he warned them not to trust anyone, fearing they'd be backstabbed eventually.

او به آنها هشدار داد که به هیچ کس اعتماد نکنند، زیرا می‌ترسید که در نهایت مورد خیانت قرار گیرند.

the team was backstabbed by a member who secretly worked for the competition.

تیم توسط یکی از اعضا که به طور مخفیانه برای رقبا کار می‌کرد، مورد خیانت قرار گرفت.

after being backstabbed, she vowed to be more cautious in the future.

پس از خیانت، او قول داد که در آینده محتاط‌تر باشد.

the project was sabotaged, a clear case of being backstabbed from within.

پروژه خرابکاری شد، یک مورد آشکار از خیانت از درون.

he accused his partner of backstabbing him and stealing his idea.

او شریک خود را به خیانت و سرقت ایده او متهم کرد.

the news of the backstabbing left him feeling shocked and devastated.

خبر خیانت باعث شد او احساس شوک و ویرانی کند.

she suspected she'd been backstabbed, but needed concrete evidence.

او مشکوک بود که مورد خیانت قرار گرفته است، اما به شواهد قوی نیاز داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید