badgerer

[ایالات متحده]/ˈbædʒərə(r)/
[بریتانیا]/ˈbædʒərər/

ترجمه

n. فردی که به طور مداوم کسی را آزار می‌دهد یا اذیت می‌کند.
Word Forms
جمعbadgerers

عبارات و ترکیب‌ها

a persistent badgerer

یک مزاحمت کننده پیگیر

become a badgerer

به یک مزاحمت کننده تبدیل شوید

annoying badgerer

مزاحمت کننده آزاردهنده

a relentless badgerer

یک مزاحمت کننده بی امان

the persistent badgerer

مزاحمت کننده پیگیر

a tireless badgerer

یک مزاحمت کننده بی وقفه

an incessant badgerer

یک مزاحمت کننده بی پایان

جملات نمونه

the badgerer kept pestering me for answers.

افرینگر به مزاحمت برای پاسخ‌ها ادامه داد.

she was known as a badgerer at the office.

او در محل کار به عنوان یک افرینگر شناخته می‌شد.

being a badgerer can annoy your friends.

افرینگر بودن می‌تواند دوستانتان را آزار دهد.

the badgerer wouldn't take no for an answer.

افرینگر حاضر نبود حرف "نه" را بشنود.

he played the role of a badgerer in the play.

او نقش افرینگر را در نمایش بازی کرد.

don't be a badgerer when someone is busy.

وقتی کسی مشغول است، افرینگر نباشید.

the badgerer finally got the information he wanted.

افرینگر سرانجام اطلاعاتی که می‌خواست به دست آورد.

being a badgerer can lead to misunderstandings.

افرینگر بودن می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

the badgerer's persistence paid off in the end.

پشتکار افرینگر در نهایت نتیجه داد.

she didn't appreciate being labeled a badgerer.

او از اینکه به عنوان افرینگر برچسب‌گذاری می‌شد خوشحال نبود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید