| جمع | badgerers |
a persistent badgerer
یک مزاحمت کننده پیگیر
become a badgerer
به یک مزاحمت کننده تبدیل شوید
annoying badgerer
مزاحمت کننده آزاردهنده
a relentless badgerer
یک مزاحمت کننده بی امان
the persistent badgerer
مزاحمت کننده پیگیر
a tireless badgerer
یک مزاحمت کننده بی وقفه
an incessant badgerer
یک مزاحمت کننده بی پایان
the badgerer kept pestering me for answers.
افرینگر به مزاحمت برای پاسخها ادامه داد.
she was known as a badgerer at the office.
او در محل کار به عنوان یک افرینگر شناخته میشد.
being a badgerer can annoy your friends.
افرینگر بودن میتواند دوستانتان را آزار دهد.
the badgerer wouldn't take no for an answer.
افرینگر حاضر نبود حرف "نه" را بشنود.
he played the role of a badgerer in the play.
او نقش افرینگر را در نمایش بازی کرد.
don't be a badgerer when someone is busy.
وقتی کسی مشغول است، افرینگر نباشید.
the badgerer finally got the information he wanted.
افرینگر سرانجام اطلاعاتی که میخواست به دست آورد.
being a badgerer can lead to misunderstandings.
افرینگر بودن میتواند منجر به سوء تفاهم شود.
the badgerer's persistence paid off in the end.
پشتکار افرینگر در نهایت نتیجه داد.
she didn't appreciate being labeled a badgerer.
او از اینکه به عنوان افرینگر برچسبگذاری میشد خوشحال نبود.
a persistent badgerer
یک مزاحمت کننده پیگیر
become a badgerer
به یک مزاحمت کننده تبدیل شوید
annoying badgerer
مزاحمت کننده آزاردهنده
a relentless badgerer
یک مزاحمت کننده بی امان
the persistent badgerer
مزاحمت کننده پیگیر
a tireless badgerer
یک مزاحمت کننده بی وقفه
an incessant badgerer
یک مزاحمت کننده بی پایان
the badgerer kept pestering me for answers.
افرینگر به مزاحمت برای پاسخها ادامه داد.
she was known as a badgerer at the office.
او در محل کار به عنوان یک افرینگر شناخته میشد.
being a badgerer can annoy your friends.
افرینگر بودن میتواند دوستانتان را آزار دهد.
the badgerer wouldn't take no for an answer.
افرینگر حاضر نبود حرف "نه" را بشنود.
he played the role of a badgerer in the play.
او نقش افرینگر را در نمایش بازی کرد.
don't be a badgerer when someone is busy.
وقتی کسی مشغول است، افرینگر نباشید.
the badgerer finally got the information he wanted.
افرینگر سرانجام اطلاعاتی که میخواست به دست آورد.
being a badgerer can lead to misunderstandings.
افرینگر بودن میتواند منجر به سوء تفاهم شود.
the badgerer's persistence paid off in the end.
پشتکار افرینگر در نهایت نتیجه داد.
she didn't appreciate being labeled a badgerer.
او از اینکه به عنوان افرینگر برچسبگذاری میشد خوشحال نبود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید