baits

[ایالات متحده]/beɪts/
[بریتانیا]/bets/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اشیاء مورد استفاده برای جذب ماهی یا سایر حیوانات برای صید.; شخص یا چیزی که برای وسوسه کردن یا فریب دادن کسی به چیزی خطرناک یا ناخوشایند استفاده می‌شود.
v. وسوسه کردن یا فریب دادن کسی به چیزی خطرناک یا ناخوشایند.

عبارات و ترکیب‌ها

throw out baits

دور انداختن طعمه ها

set the bait

گذاشتن طعمه

take the bait

گرفتن طعمه

جملات نمونه

he uses different baits to catch fish.

او از طعمه‌های مختلف برای صید ماهی استفاده می‌کند.

she learned how to prepare baits for the fishing trip.

او یاد گرفت که چگونه طعمه‌ها را برای سفر ماهیگیری آماده کند.

the fisherman always carries extra baits in his tackle box.

ماهیگیر همیشه طعمه‌های اضافی را در جعبه وسایل ماهیگیری خود حمل می‌کند.

using the right baits can significantly increase your chances of catching fish.

استفاده از طعمه‌های مناسب می‌تواند به طور قابل توجهی شانس شما را برای صید ماهی افزایش دهد.

he prefers live baits over artificial ones.

او ترجیح می‌دهد از طعمه‌های زنده به جای طعمه‌های مصنوعی استفاده کند.

different types of fish are attracted to different baits.

انواع مختلف ماهی به طعمه‌های مختلف جذب می‌شوند.

she bought some special baits for the upcoming fishing competition.

او تعدادی طعمه ویژه برای مسابقه ماهیگیری آینده خرید.

he was surprised by how quickly the baits attracted the fish.

او از این که طعمه‌ها چقدر سریع ماهی را جذب کردند، شگفت زده شد.

they experimented with various baits to see which worked best.

آنها با انواع مختلف طعمه‌ها آزمایش کردند تا ببینند کدام بهتر عمل می‌کند.

using colorful baits can sometimes entice more fish.

استفاده از طعمه‌های رنگارنگ گاهی اوقات می‌تواند ماهی‌های بیشتری را جذب کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید