baiza

[ایالات متحده]/ˈbɑːɪzə/
[بریتانیا]/ˌbaɪzə/

ترجمه

n. واحد پول در عمان.؛ یک زیر واحد از ریال عمان.
Word Forms
جمعbaizas

عبارات و ترکیب‌ها

worth baiza

ارزش بایزا

baiza and recognition

بایزا و شناخت

expect baiza

انتظار بایزا

negotiate for baiza

برای بایزا مذاکره کنید

جملات نمونه

she decided to baiza with her friends this weekend.

او تصمیم گرفت این آخر هفته با دوستانش قرار ملاقات داشته باشد.

it's important to baiza your schedule before the meeting.

قبل از جلسه، برنامه ریزی خود را با دقت در نظر بگیرید.

he loves to baiza at the local coffee shop.

او عاشق قرار ملاقات در کافه محلی است.

they plan to baiza for a charity event next month.

آنها قصد دارند ماه آینده برای یک رویداد خیریه قرار ملاقات داشته باشند.

can we baiza for dinner tomorrow?

آیا می توانیم فردا برای شام قرار ملاقات داشته باشیم؟

she always tries to baiza with her family during holidays.

او همیشه سعی می کند در تعطیلات با خانواده اش قرار ملاقات داشته باشد.

let's baiza and discuss our plans for the project.

بیایید قرار ملاقات داشته باشیم و برنامه های خود را برای پروژه مورد بحث قرار دهیم.

he suggested to baiza at the park this afternoon.

او پیشنهاد کرد که این بعد از ظهر در پارک قرار ملاقات داشته باشیم.

we should baiza more often to catch up.

باید بیشتر قرار ملاقات داشته باشیم تا از اوضاع باخبر شویم.

they decided to baiza online due to the pandemic.

آنها تصمیم گرفتند به دلیل همه‌گیری به صورت آنلاین قرار ملاقات داشته باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید