bakshiss

[ایالات متحده]/ˈbækʃɪs/
[بریتانیا]/ˈbækʃɪz/

ترجمه

n. انعام یا پاداش، به ویژه در جنوب آسیا.

جملات نمونه

he gave a bakshis to the waiter for excellent service.

او به خاطر خدمات عالی، به پیشخدمت حق‌الزحمه داد.

in some cultures, bakshis is expected as a sign of gratitude.

در برخی فرهنگ‌ها، حق‌الزحمه به عنوان نشانه قدردانی مورد انتظار است.

she always leaves a bakshis when dining out.

او همیشه هنگام صرف غذا در بیرون از خانه، حق‌الزحمه می‌دهد.

tourists often give bakshis to local guides.

گردشگران اغلب حق‌الزحمه به راهنمایان محلی می‌دهند.

the driver appreciated the bakshis after a long trip.

راننده پس از یک سفر طولانی از حق‌الزحمه قدردانی کرد.

bakshis can vary greatly depending on the service provided.

حق‌الزحمه بسته به خدمات ارائه شده می‌تواند بسیار متفاوت باشد.

in many countries, bakshis is a common practice.

در بسیاری از کشورها، حق‌الزحمه یک عمل رایج است.

he didn't leave a bakshis because the service was poor.

او حق‌الزحمه نداد زیرا خدمات ضعیف بود.

she was surprised by the large bakshis left by the customer.

او از مقدار زیاد حق‌الزممه‌ای که مشتری گذاشته بود، متعجب شد.

many people consider bakshis a part of their income.

بسیاری از مردم حق‌الزحمه را بخشی از درآمد خود می‌دانند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید