balks

[ایالات متحده]/bɔːlks/
[بریتانیا]/baʊlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از چیزی به دلیل ترس یا بی‌میلی تردید کردن یا عقب‌نشینی کردن؛ از پیش رفتن خودداری کردن؛ مانع شدن یا جلوگیری کردن از انجام کاری توسط کسی.
n. زمین بایر.

عبارات و ترکیب‌ها

balks at nothing

به هیچ چیز توجه نمی‌کند

balks at criticism

به انتقادها توجه نمی‌کند

جملات نمونه

she balks at the idea of moving to a new city.

او در برابر ایده نقل مکان به یک شهر جدید مقاومت می‌کند.

he balks when asked to take on more responsibilities.

او در برابر درخواست برای پذیرش مسئولیت‌های بیشتر مقاومت می‌کند.

the dog balks at jumping into the water.

سگ در برابر پریدن به آب مقاومت می‌کند.

many employees balk at the new company policies.

بسیاری از کارمندان در برابر سیاست‌های جدید شرکت مقاومت می‌کنند.

she balks at the thought of public speaking.

او در برابر فکر صحبت کردن در جمع مقاومت می‌کند.

he balks at the price of the new car.

او در برابر قیمت ماشین جدید مقاومت می‌کند.

they balk at the suggestion to work overtime.

آنها در برابر پیشنهاد کار اضافه مقاومت می‌کنند.

she often balks at making decisions quickly.

او اغلب در برابر تصمیم‌گیری سریع مقاومت می‌کند.

he balks at the idea of changing his routine.

او در برابر ایده تغییر روتین خود مقاومت می‌کند.

the child balks at trying new foods.

کودک در برابر امتحان کردن غذاهای جدید مقاومت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید