baller

[ایالات متحده]/ˈbælər/
[بریتانیا]/ˈbælər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی که برای تهیه گلوله‌های خمیر یا اشکال گرد استفاده می‌شود.; شخصی که در بسکتبال بسیار ماهر است.

عبارات و ترکیب‌ها

baller status

حالت توپ‌زن

true baller

توپ‌زن واقعی

baller moves

حرکات توپ‌زن

baller mentality

ذهنیت توپ‌زن

weekend baller

توپ‌زن آخر هفته

جملات نمونه

he is such a baller on the basketball court.

او یک بازیکن بسکتبال فوق العاده است.

she always dresses like a baller at parties.

او همیشه مثل یک بازیکن در مهمانی ها لباس می پوشد.

being a baller means living life to the fullest.

یک بازیکن بودن به معنای زندگی کردن با تمام وجود است.

they throw baller parties every weekend.

آنها آخر هفته ها مهمانی های فوق العاده برگزار می کنند.

he made a baller move by investing in that startup.

او با سرمایه گذاری در آن استارت آپ یک حرکت فوق العاده انجام داد.

her baller lifestyle is admired by many.

سبک زندگی فوق العاده او مورد تحسین بسیاری قرار می گیرد.

he drives a baller car that catches everyone's attention.

او با یک ماشین فوق العاده رانندگی می کند که توجه همه را جلب می کند.

they are known for their baller moves on the dance floor.

آنها به خاطر حرکات فوق العاده خود در زمین رقص شناخته شده اند.

living like a baller requires hard work and dedication.

زندگی کردن مثل یک بازیکن نیاز به تلاش و تعهد دارد.

he has a baller mentality when it comes to competition.

او در مورد رقابت یک ذهنیت فوق العاده دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید