balloonists

[ایالات متحده]/bəˈlounɪst/
[بریتانیا]/bəˈloʊnɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که بالن را هدایت یا کنترل می‌کند؛ شخصی که به عنوان ورزش یا برای تفریح در بالن پرواز می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

balloonist's dream

رویای بالن‌سوار

skilled balloonist

بالن‌سوار ماهر

aspiring balloonist

بالن‌سوار مشتاق

competitive balloonist

بالن‌سوار رقابتی

famous balloonist

بالن‌سوار مشهور

international balloonist

بالن‌سوار بین‌المللی

balloonist's adventure

ماجراجویی بالن‌سوار

record-breaking balloonist

بالن‌سوار رکوردزن

balloonist's equipment

تجهیزات بالن‌سوار

جملات نمونه

the balloonist soared high above the valley.

بالون‌سوار در ارتفاع بالا بر فراز دره پرواز کرد.

many balloonists gather for the annual festival.

بسیاری از بالون‌سواران برای جشنواره سالانه گرد هم می‌آیند.

the experienced balloonist navigated through the clouds.

بالون‌سوار با تجربه در میان ابرها حرکت کرد.

she dreamed of becoming a professional balloonist.

او رویای تبدیل شدن به یک بالون‌سوار حرفه‌ای را داشت.

the balloonist checked the weather before the flight.

بالون‌سوار قبل از پرواز هوا را بررسی کرد.

balloonists often share tips and techniques.

بالون‌سواران اغلب نکات و تکنیک‌ها را به اشتراک می‌گذارند.

he watched a documentary about famous balloonists.

او یک فیلم مستند در مورد بالون‌سواران مشهور تماشا کرد.

the balloonist's passion for flying was evident.

اشتیاق بالون‌سوار به پرواز آشکار بود.

safety is a priority for every balloonist.

ایمنی برای هر بالون‌سوار اولویت دارد.

balloonists enjoy the serene beauty of the landscape.

بالون‌سواران از زیبایی آرام و دلنشین منظره لذت می‌برند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید