ballrooms

[ایالات متحده]/ˈbɔːl.ruːmz/
[بریتانیا]/ˈbɔːl.ruːmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چندین اتاق مورد استفاده برای رقص یا رویدادهای اجتماعی

جملات نمونه

many grand events are held in ballrooms.

برگزاری رویدادهای بزرگ متعدد در تالارها رایج است.

ballrooms are often decorated for weddings.

تالارها اغلب برای عروسی‌ها تزئین می‌شوند.

she loves to dance in elegant ballrooms.

او عاشق رقصیدن در تالارهای مجلل است.

some ballrooms have beautiful chandeliers.

برخی از تالارها دارای لوستر های زیبا هستند.

they organized a charity event in the ballrooms.

آنها یک رویداد خیریه را در تالارها برگزار کردند.

ballrooms can accommodate large groups of people.

تالارها می‌توانند گروه‌های بزرگ از مردم را در خود جای دهند.

we danced all night in the ballrooms.

ما تمام شب در تالارها رقصیدیم.

ballrooms often feature a grand entrance.

تالارها اغلب دارای ورودی باشکوهی هستند.

many ballrooms have a stage for performances.

بسیاری از تالارها دارای صحنه ای برای اجرا هستند.

planning a party in the ballrooms takes time.

برنامه‌ریزی یک مهمانی در تالارها زمان می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید