band-aids

[ایالات متحده]/ˈbænd.eɪd/
[بریتانیا]/ˈbænd.eɪd/

ترجمه

n. یک بانداژ چسبنده کوچک برای زخم‌های جزئی
adj. یک راه حل موقت یا سطحی برای یک مشکل

عبارات و ترکیب‌ها

band-aid on wound

چسب زخم

apply a band-aid

چسب زدن

band-aid box

جعبه چسب

small band-aid

چسب کوچک

band-aid size

اندازه چسب

put on band-aid

چسباندن چسب

band-aid collection

مجموعه چسب

band-aid brand

برند چسب

band-aid stuck

چسب چسبیده

new band-aid

چسب نو

جملات نمونه

she put a band-aid on his scraped knee.

او یک باند کمک برای زانوی خراشیده او زد.

he reached for a band-aid in the first-aid kit.

او به دنبال یک باند کمک در جعبه کمک‌های اولیه گشت.

the child insisted on putting a band-aid on her teddy bear.

کودک اصرار داشت یک باند کمک روی خرس عروسکی خود بگذارد.

a small band-aid covered the paper cut on her finger.

یک باند کمک کوچک، بریدگی روی انگشت او را پوشاند.

he cleaned the wound and applied a band-aid.

او زخم را تمیز کرد و یک باند کمک زد.

she had a band-aid on her elbow from falling off her bike.

او به دلیل افتادن از دوچرخه، یک باند کمک روی آرنج خود داشت.

the nurse placed a band-aid on the patient's cut.

پرستار یک باند کمک روی بریدگی بیمار گذاشت.

he used a waterproof band-aid for swimming.

او از یک باند کمک ضد آب برای شنا استفاده کرد.

she bought a box of assorted band-aids at the drugstore.

او یک جعبه باند کمک‌های متنوع از داروخانه خرید.

the playground was full of kids with band-aids.

زمین بازی پر از کودکانی با باند کمک بود.

he needed a larger band-aid for the bigger cut.

او به یک باند کمک بزرگتر برای بریدگی بزرگتر نیاز داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید