banditries

[ایالات متحده]/bænˈdɪtriːz/
[بریتانیا]/bænˈdɪtriːz/

ترجمه

n. فعالیت‌های جنایی که توسط راهزنان انجام می‌شود، اعمال سرقت یا دزدی.

عبارات و ترکیب‌ها

tackling banditries effectively

مقابله مؤثر با راهزن‌بازی‌ها

banditries and lawlessness

راهزن‌بازی‌ها و بی‌قانونی

جملات نمونه

the banditries in the region have increased recently.

سرقت‌ها و راهزنی‌ها در منطقه اخیراً افزایش یافته است.

authorities are trying to combat banditries effectively.

مقامات در تلاشند تا به طور موثر با راهزنی‌ها مقابله کنند.

many people fear the banditries that occur at night.

بسیاری از مردم از راهزنی‌هایی که در شب رخ می‌دهند می‌ترسند.

banditries often target vulnerable communities.

راهزنی‌ها اغلب جوامع آسیب‌پذیر را هدف قرار می‌دهند.

the rise of banditries has led to increased security measures.

افزایش راهزنی‌ها منجر به افزایش اقدامات امنیتی شده است.

local businesses are suffering due to banditries.

کسب و کارهای محلی به دلیل راهزنی‌ها دچار مشکل شده‌اند.

efforts to reduce banditries have been put in place.

تلاش‌هایی برای کاهش راهزنی‌ها انجام شده است.

banditries can severely disrupt daily life.

راهزنی‌ها می‌توانند زندگی روزمره را به شدت مختل کنند.

community leaders are addressing the issue of banditries.

رهبران جامعه در حال رسیدگی به مسئله راهزنی‌ها هستند.

education and awareness can help prevent banditries.

آموزش و آگاهی می‌تواند به جلوگیری از راهزنی‌ها کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید