bantamweights

[ایالات متحده]/'bæntəmweɪt/
[بریتانیا]/'bæntəm'wet/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سبکتین وزن در برخی ورزش‌ها، مانند بوکس، کشتی و غیره.

عبارات و ترکیب‌ها

bantamweight champion

قهرمان وزن بantamweight

bantamweight division

دسته وزن bantamweight

جملات نمونه

Now the 32-year-old southpaw is taking on Agbeko, a natural bantamweight who is in his prime and known for his strength and relentlessness.

اکنون بوکسور چپ دست 32 ساله با آبگکو مبارزه می کند، یک وزن تخم مرغی طبیعی که در اوج دوران خود است و به دلیل قدرت و بی رحمی اش شناخته شده است.

The bantamweight boxer won the championship title.

بوکسور وزن تخم مرغی قهرمان شد.

She is a skilled bantamweight fighter.

او یک جنگجوی وزن تخم مرغی ماهر است.

The bantamweight division is known for its fast-paced fights.

دسته وزن تخم مرغی به مبارزات سریع شناخته می شود.

He competes in the bantamweight category.

او در دسته وزن تخم مرغی مسابقه می دهد.

The bantamweight class is for fighters under 118 pounds.

دسته وزن تخم مرغی برای مبارزانی که زیر 118 پوند هستند.

She is training to become a bantamweight champion.

او در حال تمرین برای تبدیل شدن به قهرمان وزن تخم مرغی است.

The bantamweight division is highly competitive.

دسته وزن تخم مرغی بسیار رقابتی است.

He moved up from flyweight to bantamweight.

او از وزن پروانه به وزن تخم مرغی ارتقا یافت.

The bantamweight fight ended in a draw.

مسابقه وزن تخم مرغی با تساوی به پایان رسید.

She is the current bantamweight champion.

او در حال حاضر قهرمان وزن تخم مرغی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید