barbarized

[ایالات متحده]/bɑːˈbɑːrɪzaɪd/
[بریتانیا]/ˌbɑːr.bə.raɪzd/

ترجمه

v. چیزی را وحشی یا غیرمدنی کردن؛ فاسد یا پایین آوردن

عبارات و ترکیب‌ها

barbarized by ignorance

با آموزش‌نداشتگی متوحش شده

جملات نمونه

the culture was barbarized over the years.

فرهنگ در طول سال‌ها متوحش شده بود.

they feared that the city would be barbarized by invaders.

آنها نگران بودند که شهر توسط متجاوزان متوحش شود.

his views seemed barbarized compared to modern standards.

دیدگاه‌های او در مقایسه با استانداردهای مدرن، متوحش به نظر می‌رسید.

education can help prevent societies from being barbarized.

آموزش می‌تواند به جلوگیری از متوحش شدن جوامع کمک کند.

the novel depicts a world that has been barbarized.

در رمان، دنیایی به تصویر کشیده شده که متوحش شده است.

they argued that the language was being barbarized over time.

آنها استدلال کردند که زبان در طول زمان در حال متوحش شدن است.

some traditions have been barbarized and lost their original meaning.

برخی از سنت‌ها متوحش شده‌اند و معنای اصلی خود را از دست داده‌اند.

the film illustrates how civilization can be barbarized.

فیلم نشان می‌دهد که چگونه تمدن می‌تواند متوحش شود.

many believe that technology could lead to a barbarized society.

بسیاری معتقدند که فناوری می‌تواند منجر به یک جامعه متوحش شود.

the debate focused on whether the practices were barbarized.

بحث بر سر این بود که آیا این اعمال متوحش شده‌اند یا خیر.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید