barbus

[ایالات متحده]/ˈbɑːr.bəs/
[بریتانیا]/ˈbɑːrbəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای خار، مانند بال یا دمی از ماهی.
n. نوعی ماهی با خار بر روی باله‌ها یا دمش.

عبارات و ترکیب‌ها

barbus fish

ماهی باربوس

barbus species

گونه‌های باربوس

barbus habitat

زیستگاه باربوس

barbus life cycle

چرخه زندگی باربوس

barbus feeding habits

عادات غذایی باربوس

barbus reproduction

تولید مثل باربوس

barbus conservation status

وضعیت حفاظت از باربوس

جملات نمونه

the barbus fish is known for its vibrant colors.

ماهی باربوس به خاطر رنگ‌های زنده و پر جنب و جوشش شناخته شده است.

many aquarists prefer to keep barbus in their tanks.

بسیاری از نگهداری‌کنندگان ماهی ترجیح می‌دهند ماهی باربوس را در مخازن خود نگه دارند.

barbus species are often found in freshwater environments.

گونه‌های باربوس اغلب در محیط‌های آب شیرین یافت می‌شوند.

feeding barbus requires a balanced diet of flakes and pellets.

تغذیه باربوس نیاز به یک رژیم غذایی متعادل از پودر و قرص دارد.

barbus can be very social and thrive in groups.

باربوس می‌تواند بسیار اجتماعی باشد و در گروه‌ها رشد کند.

some species of barbus can grow quite large in size.

برخی از گونه‌های باربوس می‌توانند تا حد زیادی بزرگ شوند.

barbus are popular choices for community aquariums.

باربوس انتخاب‌های محبوبی برای آکواریوم‌های اجتماعی هستند.

it's important to monitor the water quality for barbus health.

نظارت بر کیفیت آب برای سلامت باربوس مهم است.

breeding barbus can be a rewarding experience for aquarists.

تکثیر باربوس می‌تواند یک تجربه پاداش‌دهنده برای نگهداری‌کنندگان ماهی باشد.

barbus can exhibit interesting behaviors during feeding time.

باربوس می‌تواند رفتارهای جالب را در زمان غذا خوردن نشان دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید