bardolatries

[ایالات متحده]/bɑːrˌdoʊˈlætɹiːz/
[بریتانیا]/bar-doh-LAT-rees/

ترجمه

n. ستایش یا پرستش بیش از حد شکسپیر

جملات نمونه

his bardolatries often lead to heated debates.

بیدادگری‌های او اغلب منجر به بحث‌های داغ می‌شود.

many scholars criticize the bardolatries of modern literature.

بسیاری از محققان بیدادگری‌های ادبیات مدرن را مورد انتقاد قرار می‌دهند.

she expressed her bardolatries through passionate essays.

او بیدادگری‌های خود را از طریق مقالات پرشور بیان کرد.

his bardolatries were evident in his theatrical performances.

بیدادگری‌های او در اجراهای تئاتری‌اش آشکار بود.

the bardolatries of the audience were palpable during the play.

بیدادگری‌های مخاطبان در طول نمایش قابل لمس بود.

critics often dismiss his bardolatries as excessive.

منتقدان اغلب بیدادگری‌های او را بیش از حد ارزیابی می‌کنند.

her bardolatries inspired a new generation of playwrights.

بیدادگری‌های او الهام‌بخش نسل جدیدی از نمایشنامه نویسان شد.

the conference focused on the implications of bardolatries in education.

کنفرانس بر پیامدهای بیدادگری در آموزش تمرکز داشت.

his writings reflect a deep sense of bardolatries.

نوشتجات او نشان دهنده حس عمیقی از بیدادگری است.

they gathered to celebrate their shared bardolatries.

آنها گرد هم آمدند تا بیدادگری‌های مشترک خود را جشن بگیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید