barging

[ایالات متحده]/bɑːdʒ/
[بریتانیا]/bɑːrdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قایق با کف صاف برای حمل کالا، معمولاً در کانال‌ها و رودخانه‌ها
vi. به طور قوی یا خشن حرکت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

tow a barge

کشیدن یک بارج

cargo barge

بارج باری

river barge

بارج رودخانه

dock the barge

بارج را در اسکله مستقر کنید

barge traffic

ترافیک بارج

unloading barge

تخلیه بارج

barge in

بارج وارد

barge into

وارد بارج

barge pole

قطبچه بارج

جملات نمونه

the barge lay derelict for years.

کشتی باری سال‌ها رها شده بود.

barged into the meeting.

وارد جلسه شدند.

we can't just barge into a private garden.

ما نمی‌توانیم به سادگی وارد یک باغ خصوصی شویم.

sorry to barge in on your cosy evening.

متاسفم که مزاحم شب دنج شما شدم.

you can use this method to barge an opponent.

می‌توانید از این روش برای عبور از حریف استفاده کنید.

I wouldn't touch it with a barge pole.

به هیچ وجه به آن نزدیک نمی‌شوم.

They barged through the crowd.

آنها از میان جمعیت عبور کردند.

The barge was loaded up with coal.

کشتی باری با زغال سنگ پر شده بود.

barges puttered slowly through the water.

کشتی‌های باری به آرامی از میان آب عبور می‌کردند.

an old wrecked barge lay upside down.

یک کشتی باری قدیمی و منهدم وارو شده بود.

boatmen poling barges up a placid river.

ملوانان با استفاده از چوبک، کشتی‌های باری را در امتداد یک رودخانه آرام بالا می‌بردند.

They're maneating,and the left one is like the barge pole.

آنها آدمخوار هستند و سمت چپ مانند یک کشتی باری است.

he knew full well she was too polite to barge in.

او به خوبی می‌دانست که او خیلی مؤدب است تا وارد شود.

the river thawed and barges of food began to reach the capital.

رودخانه یخ زد و کشتی‌های باری حامل غذا شروع به رسیدن به پایتخت کردند.

He barged his way onto the bus before everyone else.

او قبل از همه، با زور سوار اتوبوس شد.

Inland river freight costs are historically high for a tight supply of barges, increased operating costs, and higher demand moving commodities upbound on the major rivers.

هزینه‌های حمل و نقل رودخانه‌ای داخلی به طور تاریخی بالا است، به دلیل عرضه محدود کشتی‌های باری، افزایش هزینه‌های عملیاتی و تقاضای بیشتر برای حمل کالاهای ارسالی در رودخانه‌های اصلی.

In June1957, forging and coldworking workshops equipped with metal processing capability were established, and the plant began to repair and build barge, repair steamer steering gear and windlass.

در ژوئن 1957، کارگاه‌های آهنگری و شکل‌دهی سرد مجهز به قابلیت‌های فرآوری فلزات تاسیس شد و کارخانه شروع به تعمیر و ساخت کشتی باری، تعمیر سیستم فرمان کشتی بخار و وینلاس کرد.

At this moment we already received orders to design Floating Sheerlegs from 2000 to 5000 tonnes lifting capacity, Self-Unloading Barges, Grab crane pontoons, etc.

در حال حاضر، ما سفارش‌هایی برای طراحی Sheerlegs شناور با ظرفیت بالابری از 2000 تا 5000 تن، کشتی‌های باری تخلیه خودکار، понтон‌های جرثقیل چنگک و غیره دریافت کرده‌ایم.

Asian Lift is a specialised marine heavy lift pool and we operate self propelled sheerlegs, crane barges, onloading, offloading of heavy equipment for ports and shipyards.

Asian Lift یک استخر تخصصی حمل و نقل سنگین دریایی است و ما Sheerlegs خودکششی، کشتی‌های جرثقیل، بارگیری و تخلیه تجهیزات سنگین برای بنادر و کارخانه‌های کشتی‌سازی را اداره می‌کنیم.

نمونه‌های واقعی

She didn't just barge into my life. She barged and shoved and wedged her way into my life.

او نه تنها به طور ناگهانی وارد زندگی من شد. او به زور وارد شد، هل داد و راه خود را به زندگی من باز کرد.

منبع: Read a poem before bed.

Sorry to barge in. - What now?

متاسفم که مزاحم شدم. - حالا چه؟

منبع: Out of Control Season 3

But the queen refused, insisting thst he join her on her royal barge.

اما ملکه امتناع کرد و اصرار داشت که او نیز به قایق سلطنتی خود بپیوندد.

منبع: Women Who Changed the World

Their victims were asleep when the gunman barged into their dormitory and opened fire.

قربانیان آنها در خواب بودند زمانی که مهاجم وارد خوابگاه آنها شد و آتش گشود.

منبع: NPR News October 2016 Compilation

We're not being preachy. But the pollution in your lake, it's dissoIving our barge.

ما واعظ نیستیم. اما آلودگی در دریاچه شما، در حال از بین بردن قایق ما است.

منبع: The Simpsons Movie

We have never meet face to face until they barged, they took possession of the bridge.

ما تا زمانی که آنها به طور ناگهانی وارد شدند و مالک پل شدند، هرگز به صورت حضوری ملاقات نکرده ایم.

منبع: Anecdotes of celebrities

The barge is carrying 150,000 gallons of diesel fuel.

این بارج 150000 گالن سوخت دیزل حمل می کند.

منبع: NPR News January 2013 Compilation

You two must've been so cute, running around on a barge.

شما دو نفر حتماً خیلی بامزه بودید، در حال دویدن روی یک بارج.

منبع: Friends Season 3

No, oil barge has not been contacted.

نه، با بارج نفتی تماس گرفته نشده است.

منبع: Maritime English listening

Just hiring a derrick barge massive enough to do the job can cost $700,000 a day.

فقط استخدام یک بارج حفاری به اندازه کافی بزرگ برای انجام این کار می تواند 700000 دلار در روز هزینه داشته باشد.

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید