barish

[ایالات متحده]/ˈbærɪʃ/
[بریتانیا]/ˈbɛrɪʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به طور جزئی پوشش داده نشده
Word Forms
جمعbarishes

عبارات و ترکیب‌ها

barish with pleasure

باران با لذت

barish a favor

باران یک لطف

barish a thought

باران یک فکر

barish out loud

باران با صدای بلند

barish a toast

باران یک آرزو

barish your opinion

باران نظر شما

barish your ideas

باران ایده های شما

جملات نمونه

she decided to barish the party plans for next week.

او تصمیم گرفت برنامه‌های مهمانی را به تعویق بیندازد.

they had to barish the meeting due to unforeseen circumstances.

آنها مجبور شدند به دلیل شرایط پیش‌بینی نشده، جلسه را به تعویق بیندازند.

he didn't want to barish his chances of getting the job.

او نمی‌خواست شانس خود برای گرفتن شغل را به تعویق بیندازد.

the team agreed to barish the project deadline.

تیم با به تعویق انداختن مهلت تحویل پروژه موافقت کرد.

we should barish our plans if the weather doesn't improve.

اگر هوا بهتر نشود، باید برنامه‌های خود را به تعویق بیندازیم.

she felt it was necessary to barish the old traditions.

او احساس کرد که به تعویق انداختن سنت‌های قدیمی ضروری است.

they had to barish their vacation because of the pandemic.

آنها مجبور شدند به دلیل همه‌گیری، تعطیلات خود را به تعویق بیندازند.

he chose to barish his involvement in the project.

او تصمیم گرفت مشارکت خود در پروژه را به تعویق بیندازد.

we might need to barish our expectations for the outcome.

شاید لازم باشد انتظارات خود را برای نتیجه به تعویق بیندازیم.

she suggested we barish the discussion for another time.

او پیشنهاد کرد بحث را برای زمانی دیگر به تعویق بیندازیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید