| جمع | barishes |
barish with pleasure
باران با لذت
barish a favor
باران یک لطف
barish a thought
باران یک فکر
barish out loud
باران با صدای بلند
barish a toast
باران یک آرزو
barish your opinion
باران نظر شما
barish your ideas
باران ایده های شما
she decided to barish the party plans for next week.
او تصمیم گرفت برنامههای مهمانی را به تعویق بیندازد.
they had to barish the meeting due to unforeseen circumstances.
آنها مجبور شدند به دلیل شرایط پیشبینی نشده، جلسه را به تعویق بیندازند.
he didn't want to barish his chances of getting the job.
او نمیخواست شانس خود برای گرفتن شغل را به تعویق بیندازد.
the team agreed to barish the project deadline.
تیم با به تعویق انداختن مهلت تحویل پروژه موافقت کرد.
we should barish our plans if the weather doesn't improve.
اگر هوا بهتر نشود، باید برنامههای خود را به تعویق بیندازیم.
she felt it was necessary to barish the old traditions.
او احساس کرد که به تعویق انداختن سنتهای قدیمی ضروری است.
they had to barish their vacation because of the pandemic.
آنها مجبور شدند به دلیل همهگیری، تعطیلات خود را به تعویق بیندازند.
he chose to barish his involvement in the project.
او تصمیم گرفت مشارکت خود در پروژه را به تعویق بیندازد.
we might need to barish our expectations for the outcome.
شاید لازم باشد انتظارات خود را برای نتیجه به تعویق بیندازیم.
she suggested we barish the discussion for another time.
او پیشنهاد کرد بحث را برای زمانی دیگر به تعویق بیندازیم.
barish with pleasure
باران با لذت
barish a favor
باران یک لطف
barish a thought
باران یک فکر
barish out loud
باران با صدای بلند
barish a toast
باران یک آرزو
barish your opinion
باران نظر شما
barish your ideas
باران ایده های شما
she decided to barish the party plans for next week.
او تصمیم گرفت برنامههای مهمانی را به تعویق بیندازد.
they had to barish the meeting due to unforeseen circumstances.
آنها مجبور شدند به دلیل شرایط پیشبینی نشده، جلسه را به تعویق بیندازند.
he didn't want to barish his chances of getting the job.
او نمیخواست شانس خود برای گرفتن شغل را به تعویق بیندازد.
the team agreed to barish the project deadline.
تیم با به تعویق انداختن مهلت تحویل پروژه موافقت کرد.
we should barish our plans if the weather doesn't improve.
اگر هوا بهتر نشود، باید برنامههای خود را به تعویق بیندازیم.
she felt it was necessary to barish the old traditions.
او احساس کرد که به تعویق انداختن سنتهای قدیمی ضروری است.
they had to barish their vacation because of the pandemic.
آنها مجبور شدند به دلیل همهگیری، تعطیلات خود را به تعویق بیندازند.
he chose to barish his involvement in the project.
او تصمیم گرفت مشارکت خود در پروژه را به تعویق بیندازد.
we might need to barish our expectations for the outcome.
شاید لازم باشد انتظارات خود را برای نتیجه به تعویق بیندازیم.
she suggested we barish the discussion for another time.
او پیشنهاد کرد بحث را برای زمانی دیگر به تعویق بیندازیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید