| جمع | barndoors |
barndoor open
در باز بارانداز
barndoor shut
بسته شدن در بارانداز
like a barndoor
مثل در بارانداز
barndoor-size window
پنجره به اندازه در بارانداز
barndoor swing open
باز شدن در بارانداز
he opened the barndoor to let the fresh air in.
او در بازرنگه را باز کرد تا هوای تازه وارد شود.
the barndoor creaked as it swung on its hinges.
در بازرنگه با چرخیدن روی لولاها صدا می داد.
she painted the barndoor a bright red color.
او در بازرنگه را به رنگ قرمز روشن نقاشی کرد.
they decided to install a new barndoor for better security.
آنها تصمیم گرفتند یک در بازرنگه جدید برای امنیت بهتر نصب کنند.
the farmer closed the barndoor to protect the animals inside.
کشاورز در بازرنگه را بست تا از حیوانات داخل محافظت کند.
we could hear the wind whistling through the gaps in the barndoor.
ما می توانستیم صدای وزوز باد را از شکاف های در بازرنگه بشنویم.
he decorated the barndoor with flowers for the wedding.
او در بازرنگه را با گل برای عروسی تزئین کرد.
she found an old sign hanging on the barndoor.
او یک علامت قدیمی آویزان روی در بازرنگه پیدا کرد.
the barndoor was painted with scenes of farm life.
در بازرنگه با صحنه هایی از زندگی مزرعه نقاشی شده بود.
he had to fix the broken barndoor before winter.
او باید در بازرنگه شکسته را قبل از زمستان تعمیر می کرد.
barndoor open
در باز بارانداز
barndoor shut
بسته شدن در بارانداز
like a barndoor
مثل در بارانداز
barndoor-size window
پنجره به اندازه در بارانداز
barndoor swing open
باز شدن در بارانداز
he opened the barndoor to let the fresh air in.
او در بازرنگه را باز کرد تا هوای تازه وارد شود.
the barndoor creaked as it swung on its hinges.
در بازرنگه با چرخیدن روی لولاها صدا می داد.
she painted the barndoor a bright red color.
او در بازرنگه را به رنگ قرمز روشن نقاشی کرد.
they decided to install a new barndoor for better security.
آنها تصمیم گرفتند یک در بازرنگه جدید برای امنیت بهتر نصب کنند.
the farmer closed the barndoor to protect the animals inside.
کشاورز در بازرنگه را بست تا از حیوانات داخل محافظت کند.
we could hear the wind whistling through the gaps in the barndoor.
ما می توانستیم صدای وزوز باد را از شکاف های در بازرنگه بشنویم.
he decorated the barndoor with flowers for the wedding.
او در بازرنگه را با گل برای عروسی تزئین کرد.
she found an old sign hanging on the barndoor.
او یک علامت قدیمی آویزان روی در بازرنگه پیدا کرد.
the barndoor was painted with scenes of farm life.
در بازرنگه با صحنه هایی از زندگی مزرعه نقاشی شده بود.
he had to fix the broken barndoor before winter.
او باید در بازرنگه شکسته را قبل از زمستان تعمیر می کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید