barndoor

[ایالات متحده]/bɑːrnˌdɔːr/
[بریتانیا]/ˈbɑːrndoʊər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. در یک انبار؛ درب استثنائاً بزرگ یا عریض، اغلب به‌طور مجازی برای توصیف چیزی بزرگ یا طاقت‌فرسا استفاده می‌شود.
Word Forms
جمعbarndoors

عبارات و ترکیب‌ها

barndoor open

در باز بارانداز

barndoor shut

بسته شدن در بارانداز

like a barndoor

مثل در بارانداز

barndoor-size window

پنجره به اندازه در بارانداز

barndoor swing open

باز شدن در بارانداز

جملات نمونه

he opened the barndoor to let the fresh air in.

او در بازرنگه را باز کرد تا هوای تازه وارد شود.

the barndoor creaked as it swung on its hinges.

در بازرنگه با چرخیدن روی لولاها صدا می داد.

she painted the barndoor a bright red color.

او در بازرنگه را به رنگ قرمز روشن نقاشی کرد.

they decided to install a new barndoor for better security.

آنها تصمیم گرفتند یک در بازرنگه جدید برای امنیت بهتر نصب کنند.

the farmer closed the barndoor to protect the animals inside.

کشاورز در بازرنگه را بست تا از حیوانات داخل محافظت کند.

we could hear the wind whistling through the gaps in the barndoor.

ما می توانستیم صدای وزوز باد را از شکاف های در بازرنگه بشنویم.

he decorated the barndoor with flowers for the wedding.

او در بازرنگه را با گل برای عروسی تزئین کرد.

she found an old sign hanging on the barndoor.

او یک علامت قدیمی آویزان روی در بازرنگه پیدا کرد.

the barndoor was painted with scenes of farm life.

در بازرنگه با صحنه هایی از زندگی مزرعه نقاشی شده بود.

he had to fix the broken barndoor before winter.

او باید در بازرنگه شکسته را قبل از زمستان تعمیر می کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید