basketeer

[ایالات متحده]/ˈbæskɪtiːr/
[بریتانیا]/ˈbæsˌkɛt̬ər/

ترجمه

n. شخصی که بسکتبال را به طور حرفه‌ای یا تفریحی بازی می‌کند.
v. بسکتبال بازی کردن؛ جستجوی شریک‌های جنسی بالقوه با راه رفتن به شیوه‌ای اشاره‌آمیز، که اغلب به عنوان اصطلاحی برای مردان همجنس‌گرا که به دنبال رابطه جنسی هستند، استفاده می‌شود.
adj. مربوط به بسکتبال.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

basketeer dreams

رویاهای بسکتبالیست

professional basketeer

بسکتبالیست حرفه‌ای

star basketeer

بسکتبالیست ستاره

retired basketeer

بسکتبالیست بازنشسته

young basketeer

بسکتبالیست جوان

rising basketeer

بسکتبالیست در حال ظهور

talented basketeer

بسکتبالیست با استعداد

skilled basketeer

بسکتبالیست ماهر

former basketeer

بسکتبالیست سابق

جملات نمونه

the basketeer skillfully arranged the fruits in the basket.

سبد با مهارت میوه ها را در سبد مرتب کرد.

she admired the basketeer's intricate designs.

او طراحی های پیچیده سبد باف را تحسین کرد.

the basketeer sold handmade baskets at the market.

سبد باف سبدهای دست ساز را در بازار می فروخت.

he learned the art of weaving from a seasoned basketeer.

او هنر بافتن را از یک سبد باف با تجربه آموخت.

the basketeer's work was featured in a local gallery.

کارهای سبد باف در یک گالری محلی به نمایش گذاشته شد.

she hopes to become a professional basketeer one day.

او امیدوار است یک روز به یک سبد باف حرفه ای تبدیل شود.

the basketeer's baskets were popular among tourists.

سبدهای سبد باف در بین گردشگران محبوب بودند.

during the festival, the basketeer demonstrated his craft.

در طول جشنواره، سبد باف هنر خود را به نمایش گذاشت.

many people attended the workshop led by the basketeer.

بسیاری از مردم در کارگاه به رهبری سبد باف شرکت کردند.

the basketeer explained the different materials used in basket making.

سبد باف مواد مختلف مورد استفاده در ساخت سبد را توضیح داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید