bassines

[ایالات متحده]/bəˈsiːn/
[بریتانیا]/ba-seen/

ترجمه

n. یک حوضچه کم عمق، معمولاً گرد، که معمولاً برای شستن سبزیجات یا میوه‌ها استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

bassine of water

حوض آب

جملات نمونه

the chef used a large bassine to prepare the soup.

سرآشپز از یک بَسین بزرگ برای تهیه سوپ استفاده کرد.

she filled the bassine with water for the flowers.

او بَسین را با آب برای گل‌ها پر کرد.

in the workshop, a bassine was essential for mixing ingredients.

در کارگاه، یک بَسین برای مخلوط کردن مواد ضروری بود.

they washed the vegetables in a clean bassine.

آنها سبزیجات را در یک بَسین تمیز شستند.

the artist used a bassine to hold her paint water.

هنرمند از یک بَسین برای نگه داشتن آب رنگ خود استفاده کرد.

a bassine can be very useful for outdoor cooking.

یک بَسین می‌تواند برای آشپزی در فضای باز بسیار مفید باشد.

he bought a new bassine for his gardening projects.

او یک بَسین جدید برای پروژه‌های باغبانی خود خرید.

the bassine was filled with ice for the drinks.

بَسین با یخ برای نوشیدنی ها پر شد.

she used a bassine to collect rainwater for her plants.

او از یک بَسین برای جمع آوری آب باران برای گیاهان خود استفاده کرد.

after the party, they cleaned the bassine thoroughly.

بعد از مهمانی، آنها بَسین را به طور کامل تمیز کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید