bastard child
فرزند نامشروع
bastardize the plan
برنامه را به شکل نامناسب تغییر دادن
a bastard move
حرکتی نامناسب
he decided to bast the fabric for better durability.
او تصمیم گرفت پارچه را برای افزایش دوام، بدوزد.
the artist used bast to create a unique texture in her painting.
هنرمند از دوختن برای ایجاد یک بافت منحصر به فرد در نقاشی خود استفاده کرد.
they learned how to bast the quilt layers together.
آنها یاد گرفتند چگونه لایه های روتختی را با هم بدوزند.
using bast can improve the strength of your handmade paper.
استفاده از دوختن می تواند مقاومت کاغذ دست ساز شما را بهبود بخشد.
she decided to bast the edges to prevent fraying.
او تصمیم گرفت لبه ها را بدوزد تا از پاره شدن جلوگیری کند.
the traditional method involves basting with natural fibers.
روش سنتی شامل دوختن با الیاف طبیعی است.
he showed me how to bast the edges of the garment.
او به من نشان داد که چگونه لبه های لباس را بدوزم.
basting is an essential step in quilt making.
دوختن یک مرحله ضروری در ساخت روتختی است.
she used bast to reinforce the fragile areas of the sculpture.
او از دوختن برای تقویت نقاط شکننده مجسمه استفاده کرد.
they demonstrated how to bast the layers of the fabric before sewing.
آنها نشان دادند که چگونه قبل از دوختن، لایه های پارچه را بدوزند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید