batallion

[ایالات متحده]/bəˈtæl.i.ən/
[بریتانیا]/bəˈtæl.jən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به یک باتالیون تبدیل کردن.
n. یک گروه بزرگ سازمان‌یافته از افراد، به ویژه یک واحد نظامی.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

the battalion

پاسیل

a battalion

یک پاسیل

battalion commander

فیلد کاری پاسیل

infantry battalion

پاسیل پیاده

the whole battalion

کل پاسیل

battalion headquarters

مرکز فرمان پاسیل

join the battalion

به پاسیل پیوستن

leading the battalion

ریاست پاسیل

reinforce the battalion

تقویت پاسیل

mechanized battalion

پاسیل مکانیزه

جملات نمونه

the battalion commander ordered his troops to advance at dawn.

فرمانده نیروی پیاده‌گویی دستور داد تا نیروهایش در صبح پیش بروند.

we joined the volunteer battalion to defend our homeland.

ما به نیروی پیاده‌گویی داوطلب پیوستیم تا کشورمان را دفاع کنیم.

the entire battalion was deployed to the front lines.

تمام نیروی پیاده‌گویی به خط مقدم اعزام شد.

an infantry battalion consists of approximately eight hundred soldiers.

یک نیروی پیاده‌گویی حدود هشت صد سرباز را شامل می‌شود.

the battalion headquarters received urgent orders last night.

مرکز فرماندهی نیروی پیاده‌گویی دیروز شب دستورات فوری دریافت کرد.

our battalion will lead the main attack tomorrow morning.

نیروی پیاده‌گویی ما فردا صبح حمله اصلی را رهبری خواهد کرد.

the armored battalion secured the strategic bridge overnight.

نیروی پیاده‌گویی مدرن‌سازی شده پل استراتژیک را طی شب امن کرد.

the battalion size varies depending on its specific mission.

تعداد نیروی پیاده‌گویی بستگی به مأموریت خاص آن دارد.

the general praised the battalion for its extraordinary bravery.

عمیدوار نیروی پیاده‌گویی را به خاطر شجاعت بی‌ precedent خود ستایش کرد.

young soldiers trained rigorously before their first battalion deployment.

سربازان جوان قبل از اعزام اولیه به نیروی پیاده‌گویی تمرینات سختگیرانه انجام دادند.

the battalion held its ground despite intense enemy pressure.

نیروی پیاده‌گویی با وجود فشار شدید دشمن جای خود را حفظ کرد.

the reinforced battalion successfully repelled the enemy assault.

نیروی پیاده‌گویی تقویت شده با موفقیت حمله دشمن را پس گرداند.

three battalions were combined to form a strong fighting force.

سه نیروی پیاده‌گویی با هم ترکیب شدند تا یک نیروی مبارز قوی تشکیل دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید