pass the batons
گذر دادن چوبها
wield batons
به دست داشتن چوبها
police batons
چوبهای پلیس
swing batons wildly
به طور وحشیانه چوبها را به حرکت درآوردن
baton twirling
چرخش چوب
baton rally
گردهمایی چوب
exchange batons
تبادل چوبها
batons for self-defense
چوبها برای دفاع از خود
the coach handed out batons to the relay team.
مربی چوبدستها را به تیم امدادی داد.
the performers twirled their batons gracefully.
اجراکنندگان با ظرافت چوبدستهای خود را چرخاندند.
in marching band competitions, batons are essential for coordination.
در مسابقات گروه مارش، چوبدستها برای هماهنگی ضروری هستند.
she practiced with her batons daily to improve her skills.
او روزانه با چوبدستهای خود تمرین میکرد تا مهارتهای خود را بهبود بخشد.
the police officer raised his baton to signal the crowd.
سروان پلیس چوبدست خود را بالا برد تا به جمعیت علامت دهد.
batons can be made from various materials like wood or plastic.
چوبدستها را میتوان از مواد مختلف مانند چوب یا پلاستیک ساخت.
during training, they learned how to pass the batons smoothly.
در طول تمرین، آنها یاد گرفتند که چگونه چوبدستها را به طور روان به یکدیگر پاس دهند.
the baton was dropped during the race, causing a delay.
چوبدست در طول مسابقه افتاد و باعث تاخیر شد.
she was awarded for her skillful use of batons in the performance.
او برای استفاده ماهرانه از چوبدستها در اجرا مورد تقدیر قرار گرفت.
batons are often used in dance routines for added flair.
چوبدستها اغلب برای افزودن جذابیت بیشتر در روتینهای رقص استفاده میشوند.
pass the batons
گذر دادن چوبها
wield batons
به دست داشتن چوبها
police batons
چوبهای پلیس
swing batons wildly
به طور وحشیانه چوبها را به حرکت درآوردن
baton twirling
چرخش چوب
baton rally
گردهمایی چوب
exchange batons
تبادل چوبها
batons for self-defense
چوبها برای دفاع از خود
the coach handed out batons to the relay team.
مربی چوبدستها را به تیم امدادی داد.
the performers twirled their batons gracefully.
اجراکنندگان با ظرافت چوبدستهای خود را چرخاندند.
in marching band competitions, batons are essential for coordination.
در مسابقات گروه مارش، چوبدستها برای هماهنگی ضروری هستند.
she practiced with her batons daily to improve her skills.
او روزانه با چوبدستهای خود تمرین میکرد تا مهارتهای خود را بهبود بخشد.
the police officer raised his baton to signal the crowd.
سروان پلیس چوبدست خود را بالا برد تا به جمعیت علامت دهد.
batons can be made from various materials like wood or plastic.
چوبدستها را میتوان از مواد مختلف مانند چوب یا پلاستیک ساخت.
during training, they learned how to pass the batons smoothly.
در طول تمرین، آنها یاد گرفتند که چگونه چوبدستها را به طور روان به یکدیگر پاس دهند.
the baton was dropped during the race, causing a delay.
چوبدست در طول مسابقه افتاد و باعث تاخیر شد.
she was awarded for her skillful use of batons in the performance.
او برای استفاده ماهرانه از چوبدستها در اجرا مورد تقدیر قرار گرفت.
batons are often used in dance routines for added flair.
چوبدستها اغلب برای افزودن جذابیت بیشتر در روتینهای رقص استفاده میشوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید