battings

[ایالات متحده]/ˈbætɪŋz/
[بریتانیا]/ˈbætɪŋz/

ترجمه

n. عمل ضربه زدن به توپ در ورزش هایی مانند بیسبال یا کریکت؛ الیاف پنبه، استفاده شده برای پر کردن بالش ها و تشک ها؛ عمل ضربه زدن یا حمله کردن با یک چوب (Batting)

عبارات و ترکیب‌ها

batting averages

متوسط‌های ضربه زدن

batting order

ترتیب ضربه زدن

record battings

رکورد ضربه زدن

career battings

ضربه‌های شغلی

battings statistics

آمار ضربه زدن

analyze battings

تجزیه و تحلیل ضربه زدن

improve battings

بهبود ضربه زدن

compare battings

مقایسه ضربه زدن

جملات نمونه

the team improved their batting average this season.

تیم در این فصل میانگین ضربات خود را بهبود بخشید.

he practiced his batting skills every day.

او هر روز روی مهارت های ضربه زدن خود تمرین می کرد.

her batting performance was outstanding in the tournament.

عملکرد ضربه زدن او در مسابقات بسیار عالی بود.

the coach focused on improving the players' batting techniques.

مربی بر بهبود تکنیک های ضربه زدن بازیکنان تمرکز کرد.

batting practice is essential for any aspiring player.

تمرین ضربه زدن برای هر بازیکن جوانی که جاه طلبی دارد ضروری است.

he hit several home runs during his batting session.

او در طول تمرین ضربه زدن خود چندین هوم ران زد.

the batting order was changed before the game.

قبل از بازی ترتیب ضربه زدن تغییر کرد.

her batting technique has improved significantly.

تکنیک ضربه زدن او به طور قابل توجهی بهبود یافته است.

they analyzed the batting statistics to strategize for the next game.

آنها آمار ضربه زدن را تجزیه و تحلیل کردند تا برای بازی بعدی برنامه ریزی کنند.

the young player showed great promise in his batting.

آن بازیکن جوان پتانسیل زیادی در ضربه زدن خود نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید