bawdily dressed
با لباسهای عجیب و غریب
bawdily behave
به روش عجیب و غریب رفتار کردن
bawdily speak
به روش عجیب و غریب صحبت کردن
bawdily laugh
با خنده عجیب و غریب
bawdily gesture
با حرکات عجیب و غریب
he told a bawdily humorous joke at the party.
او یک شوخی خندهدار و بیحوصله در مهمانی تعریف کرد.
the movie was filled with bawdily suggestive scenes.
فیلم پر از صحنههای پیشنهادی و بیحوصله بود.
she laughed at his bawdily playful remarks.
او به شوخیهای بازیگوشانه او خندید.
his bawdily exaggerated stories made everyone laugh.
داستانهای اغراقآمیز و بیحوصلهاش باعث خنده همه شد.
the comedian is known for his bawdily irreverent style.
این کمدین به خاطر سبک بیاحترامی و بیحوصلهاش معروف است.
they enjoyed the bawdily themed party all night.
آنها تمام شب از مهمانی با موضوع بیحوصله لذت بردند.
his bawdily flirtatious comments were not appreciated.
نظرات او که با لحنی اغوا کننده و بیحوصله بود، مورد استقبال قرار نگرفت.
the book contained bawdily explicit content.
کتاب حاوی محتوای صریح و بیحوصله بود.
she wrote a bawdily funny song that became a hit.
او یک آهنگ خندهدار و بیحوصله نوشت که به یک موفقیت تبدیل شد.
his bawdily outrageous behavior shocked the guests.
رفتار جسورانه و بیحوصلهاش مهمانان را شوکه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید