beachfronts

[ایالات متحده]/biːtʃfrʌnts/
[بریتانیا]/bēchˈfrʌnts/

ترجمه

n. زمینی که در امتداد ساحل است و در آن دریا به زمین می‌رسد
adj. واقع در نزدیکی یا روی یک ساحل

عبارات و ترکیب‌ها

stunning beachfronts

ساحل‌های خیره‌کننده

oceanfront beachfronts

ساحل‌های ساحلی اقیانوس

erosion threatening beachfronts

فرسایش تهدید کننده سواحل

جملات نمونه

many luxury resorts are located on beautiful beachfronts.

بسیاری از استراحتگاه‌های لوکس در سواحل زیبا واقع شده‌اند.

we spent the weekend relaxing on the beachfront.

ما آخر هفته را در ساحل استراحت کردیم.

beachfront properties tend to have higher market values.

املاک ساحلی معمولاً ارزش بازار بالاتری دارند.

she dreams of owning a house on the beachfront.

او رویای داشتن خانه‌ای در ساحل را دارد.

beachfronts are perfect for water sports and activities.

ساحل‌ها برای ورزش‌های آبی و فعالیت‌ها عالی هستند.

they often host events right on the beachfront.

آنها اغلب رویدادها را درست در ساحل برگزار می‌کنند.

we enjoyed stunning sunsets from our beachfront balcony.

ما از غروب‌های خیره‌کننده از بالکن ساحلی خود لذت بردیم.

beachfront cafes offer a great view of the ocean.

کافه‌های ساحلی منظره‌ای عالی از اقیانوس ارائه می‌دهند.

walking along the beachfront is a refreshing experience.

پیاده‌روی در امتداد ساحل تجربه‌ای دلپذیر است.

many families choose beachfront vacations for relaxation.

خانواده‌های زیادی برای استراحت تعطیلات ساحلی را انتخاب می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید