| جمع | beachheads |
establish a beachhead
ایجاد یک پایگاه ساحلی
gain a beachhead
کسب یک پایگاه ساحلی
lose the beachhead
از دست دادن پایگاه ساحلی
a strategic beachhead
یک پایگاه ساحلی استراتژیک
beachhead operation
عملیات پایگاه ساحلی
secure the beachhead
تأمین پایگاه ساحلی
from the beachhead
از پایگاه ساحلی
defend the beachhead
دفاع از پایگاه ساحلی
the military established a beachhead for the invasion.
نظام برای حمله یک منطقه امن در ساحل ایجاد کرد.
they secured a beachhead in the market with their new product.
آنها با محصول جدید خود یک منطقه امن در بازار به دست آوردند.
after weeks of planning, the team finally reached the beachhead.
پس از هفتهها برنامهریزی، تیم سرانجام به منطقه امن در ساحل رسید.
the company aims to create a beachhead in the asian market.
هدف شرکت ایجاد یک منطقه امن در بازار آسیا است.
establishing a beachhead is crucial for the success of the operation.
ایجاد یک منطقه امن برای موفقیت عملیات بسیار مهم است.
they used the beachhead as a launching point for further advances.
آنها از منطقه امن در ساحل به عنوان نقطه شروع برای پیشرفتهای بیشتر استفاده کردند.
the beachhead allowed them to bring in more supplies.
منطقه امن در ساحل به آنها اجازه داد تا مواد بیشتری وارد کنند.
securing a beachhead requires careful strategy and execution.
به دست آوردن یک منطقه امن نیاز به یک استراتژی و اجرا دقیق دارد.
they faced heavy resistance while trying to establish a beachhead.
در حالی که سعی داشتند یک منطقه امن ایجاد کنند، با مقاومت شدید روبرو شدند.
once they secured the beachhead, they began to expand their territory.
پس از به دست آوردن منطقه امن، آنها شروع به گسترش قلمرو خود کردند.
establish a beachhead
ایجاد یک پایگاه ساحلی
gain a beachhead
کسب یک پایگاه ساحلی
lose the beachhead
از دست دادن پایگاه ساحلی
a strategic beachhead
یک پایگاه ساحلی استراتژیک
beachhead operation
عملیات پایگاه ساحلی
secure the beachhead
تأمین پایگاه ساحلی
from the beachhead
از پایگاه ساحلی
defend the beachhead
دفاع از پایگاه ساحلی
the military established a beachhead for the invasion.
نظام برای حمله یک منطقه امن در ساحل ایجاد کرد.
they secured a beachhead in the market with their new product.
آنها با محصول جدید خود یک منطقه امن در بازار به دست آوردند.
after weeks of planning, the team finally reached the beachhead.
پس از هفتهها برنامهریزی، تیم سرانجام به منطقه امن در ساحل رسید.
the company aims to create a beachhead in the asian market.
هدف شرکت ایجاد یک منطقه امن در بازار آسیا است.
establishing a beachhead is crucial for the success of the operation.
ایجاد یک منطقه امن برای موفقیت عملیات بسیار مهم است.
they used the beachhead as a launching point for further advances.
آنها از منطقه امن در ساحل به عنوان نقطه شروع برای پیشرفتهای بیشتر استفاده کردند.
the beachhead allowed them to bring in more supplies.
منطقه امن در ساحل به آنها اجازه داد تا مواد بیشتری وارد کنند.
securing a beachhead requires careful strategy and execution.
به دست آوردن یک منطقه امن نیاز به یک استراتژی و اجرا دقیق دارد.
they faced heavy resistance while trying to establish a beachhead.
در حالی که سعی داشتند یک منطقه امن ایجاد کنند، با مقاومت شدید روبرو شدند.
once they secured the beachhead, they began to expand their territory.
پس از به دست آوردن منطقه امن، آنها شروع به گسترش قلمرو خود کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید