beakful

[ایالات متحده]/biːkˈfʊl/
[بریتانیا]/beekˈfəl/

ترجمه

n. ظرفیت منقار، مقدار غذایی که یک پرنده می‌تواند در منقار خود نگه دارد.
Word Forms
جمعbeakfuls

عبارات و ترکیب‌ها

beakful of admiration

پر از تحسین

beakful of excitement

پر از هیجان

beakful of anticipation

پر از انتظار

beakful of joy

پر از شادی

beakful of gratitude

پر از قدردانی

beakful of sorrow

پر از غم

beakful of dreams

پر از رویا

beakful of potential

پر از پتانسیل

جملات نمونه

the bird took a beakful of seeds from the ground.

پرنده مقداري دانه از زمين برداشت.

she watched as the pelican scooped a beakful of fish.

او تماشا کرد که پلیکان مقداري ماهی جمع کرد.

the parrot managed to grab a beakful of fruit.

اوكاك توانست مقداري ميوه جمع كند.

the hungry chick took a beakful of worms from the ground.

جوجوي گرسنه مقداري كرم از زمين برداشت.

he filled the feeder with a beakful of birdseed.

او ظرف غذا را با مقداري دانه پرنده پر کرد.

the swan dipped its head for a beakful of algae.

غاز سر خود را برای جمع آوری مقداري جلبك خم کرد.

she marveled at how much a beakful of nectar could nourish the hummingbird.

او با شگفتي تماشا کرد که مقداري نكتار چقدر می تواند كشكك را تغذيه كند.

the crow found a beakful of scraps near the picnic area.

كلاغ مقداري ضايعات را در نزديكي محل پيك نيك پيدا كرد.

with each beakful, the duck filled its belly quickly.

با هر بار جمع آوری مقداري غذا، اردك به سرعت شكم خود را پر كرد.

the eagle soared high, searching for a beakful of prey.

گير به شكل بالا پرواز كرد و به دنبال طعمه اي گشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید