beastling

[ایالات متحده]/biːstlɪŋ/
[بریتانیا]/bistlɪŋ/

ترجمه

n. یک حیوان جوان یا کوچک؛ یک موجود یا موجودیت شبیه به حیوان.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the ancient beastling emerged from the misty forest, its golden eyes scanning the unfamiliar terrain.

پستاندار باستانی از جنگل مه‌آلود ظهور کرد، چشمان طلایی‌اش زمین‌های ناشناخته را اسکن می‌کرد.

legend speaks of a beastling prince who could communicate with all creatures of the wild.

اساساً گفته می‌شود که یک پرنس پستاندار وجود داشته که می‌توانست با تمام موجودات جنگلی ارتباط برقرار کند.

the brave knight discovered an orphaned beastling and raised it as his loyal companion.

نیرومند سپاهی یک پستاندار بی‌خانمان را کشف کرد و آن را به عنوان یک همراه وفادار پرورش داد.

scientists studied the rare beastling specimen to understand its evolutionary adaptations.

دانشمندان نمونه نادر پستاندار را مورد مطالعه قرار دادند تا تطبیقات تکاملی آن را درک کنند.

in the children's story, the beastling befriended a lost traveler in the enchanted woods.

در داستان کودکان، پستاندار با یک سفره‌گرد گم شده در جنگل‌های جادویی دوستانه شد.

the beastling pack moved silently through the tall grass, hunting under the cover of darkness.

گروه پستانداران به آرامش از علف‌های بلند عبور کردند، در پوشش تاریکی شکار می‌کردند.

young beastlings learn survival skills by observing their mother's hunting techniques.

پستانداران جوان با مشاهده تکنیک‌های شکار مادرشان مهارت‌های بقا را یاد می‌گیرند.

the fantasy novel features a shape-shifting beastling protagonist who guards a mystical realm.

کتاب فانتزی این ویژگی را دارد که شخصیت اصلی آن یک پستاندار تغییر شکل‌دهنده است که یک حوزه مرموز را دفاع می‌کند.

according to the prophecy, a golden beastling would one day unite the warring tribes.

بر اساس پیشگویی، یک پستاندار طلایی یک روز قبایل درگیر را یکپارچه خواهد کرد.

the beastling sanctuary provides refuge for injured young creatures until they can return to the wild.

مکان پناهگاه پستانداران، پناهگاهی برای جانداران جوان زخمی است تا زمانی که بتوانند به طبیعت بازگردند.

through careful training, the beastling developed an unbreakable bond with its handler.

از طریق آموزش دقت‌آمیز، پستاندار یک پیوند شکست‌ناپذیر با مربی‌اش توسعه داد.

the mysterious beastling left cryptic paw prints leading deeper into the uncharted wilderness.

پستاندار مرموز اثرات پا رمزینه‌ای را باقی گذاشت که به عمق جنگل‌های ناشناخته هدایت می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید