she dressed becomingly for the formal event.
او به شایستگی برای رویداد رسمی لباس پوشید.
his behavior was becomingly polite during the dinner.
رفتار او در طول شام به شایستگی مؤدبانه بود.
the garden was becomingly arranged with flowers.
باغ به شایستگی با گل ها مرتب شده بود.
she spoke becomingly about her experiences.
او به شایستگی در مورد تجربیات خود صحبت کرد.
the painting was becomingly displayed in the gallery.
تابلو نقاشی به شایستگی در گالری به نمایش گذاشته شد.
he handled the situation becomingly, showing great maturity.
او به شایستگی با این وضعیت برخورد کرد و پختگی زیادی نشان داد.
her smile was becomingly warm and inviting.
لبخند او به شایستگی گرم و دعوت کننده بود.
the speech was becomingly crafted to engage the audience.
سخنرانی به شایستگی برای جذب مخاطب طراحی شده بود.
he wore a suit that was becomingly tailored to fit him.
او کت و شلوار پوشید که به شایستگی برای او دوخته شده بود.
the decor was becomingly simple yet elegant.
دکوراسیون به شایستگی ساده اما شیک بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید