bedizen

[ایالات متحده]/ˈbɛdɪzaɪn/
[بریتانیا]/ˈbɛdɪˌzaɪn/

ترجمه

v لباس پوشیدن یا تزئین کردن به شیوه‌ای نمایش‌دار یا بیش از حد، اغلب به طرز مبتذل؛ زینت بخشیدن یا تزیین کردن با افراط در زرق و برق یا زینت‌های غیرضروری.
Word Forms
زمان گذشتهbedizened
قسمت سوم فعلbedizened
شکل سوم شخص مفردbedizens
صفت یا فعل حال استمراریbedizening

جملات نمونه

she decided to bedizen herself for the party.

او تصمیم گرفت خود را برای مهمانی زینت دهد.

he walked into the room, bedizened in a flashy suit.

او با کت و شلوار جلف وارد اتاق شد.

the actress was bedizened with jewels for the premiere.

بازیگر با جواهرات برای افتتاحیه‌اش زینت داده شده بود.

they bedizened the venue with colorful decorations.

آنها مکان را با دکوراسیون‌های رنگارنگ زینت دادند.

she loves to bedizen her hair with ribbons and flowers.

او عاشق زینت دادن موهایش با روبان‌ها و گل‌هاست.

the festival was bedizened with lights and banners.

جشنواره با چراغ‌ها و بنرها زینت داده شده بود.

he was bedizened in a costume that caught everyone's attention.

او با لباسی که توجه همه را جلب کرد زینت داده شده بود.

the garden was bedizened with blooming flowers.

باغ با گل‌های شکوفه زینت داده شده بود.

she bedizened her nails with glitter polish.

او ناخن‌هایش را با لاک درخشان زینت داد.

for the celebration, they bedizened the table with fine china.

برای جشن، آنها میز را با ظروف چینی زیبا زینت دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید