bedlamite tendencies
تمایلات آشوبطلبانه
a bedlamite scene
صحنه آشوبطلبانه
bedlamite behavior
رفتار آشوبطلبانه
the bedlamite crowd
گروه آشوبطلب
a true bedlamite
یک آشوبطلب واقعی
bedlamite energy
انرژی آشوبطلبانه
amidst bedlamite noise
در میان سر و صدای آشوبطلبانه
bedlamite frenzy
جنون آشوبطلبانه
the bedlamite shouted in the streets, causing a scene.
او در خیابانها فریاد میزد و باعث ایجاد صحنه میشد.
he was considered a bedlamite after his erratic behavior.
او پس از رفتار نامنظمش به عنوان یک بدلامیت در نظر گرفته شد.
the bedlamite's laughter echoed through the empty hall.
خنده بدلامیت در تالار خالی طنینانداز شد.
people avoided the bedlamite, fearing his unpredictable actions.
مردم از بدلامیت دوری میکردند، از ترس اقدامات غیرقابل پیشبینی او.
the bedlamite was found wandering the city alone.
بدلامیت در حالی که تنها در شهر سرگردان بود، پیدا شد.
in the story, the bedlamite becomes an unlikely hero.
در داستان، بدلامیت به یک قهرمان غیرمنتظره تبدیل میشود.
the bedlamite's tales were both entertaining and disturbing.
داستانهای بدلامیت هم سرگرمکننده و هم آزاردهنده بودند.
his friends worried he might turn into a bedlamite.
دوستانش نگران بودند که ممکن است به یک بدلامیت تبدیل شود.
the bedlamite danced wildly at the festival.
بدلامیت به طرز دیوانهواری در جشنواره رقصید.
some believed the bedlamite had a hidden wisdom.
برخی معتقد بودند که بدلامیت حکمت پنهانی دارد.
bedlamite tendencies
تمایلات آشوبطلبانه
a bedlamite scene
صحنه آشوبطلبانه
bedlamite behavior
رفتار آشوبطلبانه
the bedlamite crowd
گروه آشوبطلب
a true bedlamite
یک آشوبطلب واقعی
bedlamite energy
انرژی آشوبطلبانه
amidst bedlamite noise
در میان سر و صدای آشوبطلبانه
bedlamite frenzy
جنون آشوبطلبانه
the bedlamite shouted in the streets, causing a scene.
او در خیابانها فریاد میزد و باعث ایجاد صحنه میشد.
he was considered a bedlamite after his erratic behavior.
او پس از رفتار نامنظمش به عنوان یک بدلامیت در نظر گرفته شد.
the bedlamite's laughter echoed through the empty hall.
خنده بدلامیت در تالار خالی طنینانداز شد.
people avoided the bedlamite, fearing his unpredictable actions.
مردم از بدلامیت دوری میکردند، از ترس اقدامات غیرقابل پیشبینی او.
the bedlamite was found wandering the city alone.
بدلامیت در حالی که تنها در شهر سرگردان بود، پیدا شد.
in the story, the bedlamite becomes an unlikely hero.
در داستان، بدلامیت به یک قهرمان غیرمنتظره تبدیل میشود.
the bedlamite's tales were both entertaining and disturbing.
داستانهای بدلامیت هم سرگرمکننده و هم آزاردهنده بودند.
his friends worried he might turn into a bedlamite.
دوستانش نگران بودند که ممکن است به یک بدلامیت تبدیل شود.
the bedlamite danced wildly at the festival.
بدلامیت به طرز دیوانهواری در جشنواره رقصید.
some believed the bedlamite had a hidden wisdom.
برخی معتقد بودند که بدلامیت حکمت پنهانی دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید