madman

[ایالات متحده]/'mædmən/
[بریتانیا]/ˈmædˌmæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دیوانه؛ فردی که از نظر روانی بیمار است یا به طرز بسیار عجیب یا خطرناکی رفتار می‌کند.

جملات نمونه

for madam read madman.

برای خانم بخوانید دیوانه.

I fear for the city with this madman let loose in it.

من از وضعیت شهر با این دیوانه که در آن رها شده نگرانم.

The madman choked his own child to death.

دیوانه پسر خود را تا مرگی خفه کرد.

The madman was violent and had to be locked up.

آن دیوانه خشن بود و مجبور به زندانی شدن شد.

The question remains though——was he a visionary or a madman?

با این حال، سوال همچنان باقی است - آیا او یک پیشرو یا یک دیوانه بود؟

car got out of control—some madman going too fast.

ماشین از کنترل خارج شد - یک دیوانه که خیلی سریع می‌رفت.

He looked like a madman, foaming at the mouth.

او شبیه یک دیوانه بود، کف روی دهانش داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید