beefy

[ایالات متحده]/'biːfɪ/
[بریتانیا]/'bifi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شبیه گوشت گاو; قوی و محکم

جملات نمونه

the beefy Bentley is far from wieldy.

بنتلی خوش‌هیکل از نظر مهارت دور است.

He’s big and beefy.

او بزرگ و خوش‌هیکل است.

he shrugged his beefy shoulders.

او با شانه‌های خوش‌هیکل خود سر تکان داد.

a beefy, bull-necked cop.

یک افسر پلیس خوش‌هیکل و با گردن قوی.

Beefy security guards funnelled the pupils through a gauntlet of media and several dozen silent supporters.

نگهبانان امنیتی خوش‌هیکل، دانش‌آموزان را از میان یک صف رسانه‌ها و ده‌ها نفر از طرفداران ساکت عبور دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید