befouled

[ایالات متحده]/bɪˈfaʊld/
[بریتانیا]/bəˈfaʊld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را کثیف یا ناپاک کردن؛ آلوده کردن؛ باعث فساد یا تنزل اخلاقی کسی یا چیزی شدن

عبارات و ترکیب‌ها

befouled the environment

آلوده کردن محیط زیست

a befouled reputation

حرفه‌ای بدنام

befouled by rumors

آلوده به شایعات

befouled with dirt

آلوده به خاک

a befouled battleground

میدان جنگ آلوده

befouled by greed

آلوده به طمع

befouled with lies

آلوده به دروغ

a befouled mind

ذهنی آلوده

befoul their legacy

ارثیه آنها را آلوده کنید

جملات نمونه

the river was befouled by industrial waste.

رودخانه آلوده به زباله‌های صنعتی بود.

the children's playground was befouled with litter.

زمین بازی کودکان با زباله آلوده شده بود.

his reputation was befouled by false accusations.

شهرت او با اتهامات نادرست لکه‌دار شد.

the air quality was befouled by smoke from the factories.

کیفیت هوا به دلیل دود کارخانه‌ها آلوده شده بود.

they found the beach befouled with oil spills.

آنها ساحلی را که با نشت روغن آلوده شده بود، پیدا کردند.

the park was befouled after the festival.

پارک پس از جشنواره آلوده شده بود.

his actions befouled the integrity of the organization.

اقدامات او یکپارچگی سازمان را لکه‌دار کرد.

the once pristine lake was befouled by algae.

دریاچه ای که زمانی بسیار تمیز بود، با جلبک آلوده شده بود.

the abandoned lot was befouled with debris.

زمین متروکه با زباله آلوده شده بود.

the food was befouled by improper storage.

غذا به دلیل نگهداری نامناسب آلوده شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید