begot

[ایالات متحده]/bɪˈɡɒt/
[بریتانیا]/biˈgɑːt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پدر شدن؛ به وجود آوردن
v.، زمان گذشته به وجود آورد
v.، گذشته مشارکتی به وجود آمده

عبارات و ترکیب‌ها

begot great success

به دست آوردن موفقیت بزرگ

جملات نمونه

his hard work begot great success.

تلاش سخت او منجر به موفقیت بزرگ شد.

the partnership begot a series of innovative projects.

همکاری منجر به مجموعه ای از پروژه های نوآورانه شد.

her creativity begot a new trend in fashion.

خلاقیت او منجر به یک روند جدید در مد شد.

the idea begot numerous discussions among the team.

ایده منجر به بحث های متعدد در بین تیم شد.

the conflict begot a deeper understanding between the two parties.

درگیری منجر به درک عمیق تری بین دو طرف شد.

the discovery of the artifact begot a renewed interest in history.

کشف مصنوعات منجر به علاقه مجدد به تاریخ شد.

his actions begot trust and respect from his peers.

اقدامات او منجر به اعتماد و احترام از سوی همسالانش شد.

the marriage begot two beautiful children.

ازدواج منجر به دو فرزند زیبا شد.

her efforts begot positive changes in the community.

تلاش های او منجر به تغییرات مثبت در جامعه شد.

the novel begot a film adaptation that was widely acclaimed.

رمان منجر به اقتباس فیلمی شد که مورد تحسین گسترده قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید