procreated

[ایالات متحده]/ˈprəʊkrieɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈproʊkreɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زایید؛ تولید مثل کرد

عبارات و ترکیب‌ها

procreated offspring

تولد نوادگان

procreated together

با هم تولید مثل کردند

procreated successfully

به طور موفقیت آمیز تولید مثل کرد

procreated naturally

به طور طبیعی تولید مثل کرد

procreated species

گونه های تولید مثل

procreated in captivity

در اسارت تولید مثل کرد

procreated under stress

تحت فشار تولید مثل کرد

procreated in pairs

در جفت تولید مثل کرد

procreated with care

با مراقبت تولید مثل کرد

جملات نمونه

they procreated in a safe environment.

آنها در یک محیط امن تولید مثل کردند.

the couple procreated after their wedding.

زوج پس از ازدواج خود تولید مثل کردند.

many species have procreated for generations.

بسیاری از گونه ها برای نسل ها تولید مثل کرده اند.

they procreated to ensure the survival of their species.

آنها برای اطمینان از بقای گونه خود تولید مثل کردند.

in the wild, animals procreated during the mating season.

در طبیعت، حیوانات در فصل تولید مثل تولید مثل کردند.

scientists studied how the species procreated.

دانشمندان مطالعه کردند که گونه ها چگونه تولید مثل می کنند.

they procreated despite the harsh conditions.

آنها با وجود شرایط سخت تولید مثل کردند.

procreated offspring often inherit traits from both parents.

نسل های تولید شده اغلب ویژگی هایی را از هر دو والد به ارث می برند.

they procreated to expand their family.

آنها برای گسترش خانواده خود تولید مثل کردند.

in captivity, some animals procreated more frequently.

در اسارت، برخی از حیوانات بیشتر تولید مثل می کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید