begrimed with soot
پوشیده شده با دوده
a begrimed face
چهرهای پوشیده شده با دوده
the begrimed windows
پنجرههای پوشیده شده با دوده
begrimed armor
زره پوشیده شده با دوده
a begrimed statue
یک مجسمه پوشیده شده با دوده
begrimed with grime
پوشیده شده با کثیفی
his begrimed hands
دستهای پوشیده شده با دوده
the begrimed engine
موتور پوشیده شده با دوده
a begrimed workshop
کارگاه پوشیده شده با دوده
the children played outside and returned home begrimed with dirt.
کودکان در خارج از خانه بازی کردند و با کثیفی به خانه بازگشتند.
the car was begrimed after the long journey through the muddy roads.
ماشین بعد از سفر طولانی در جادههای گلآلود، کثیف شده بود.
he looked begrimed after working all day in the construction site.
او بعد از گذراندن یک روز کامل در محل ساخت و ساز، کثیف به نظر میرسید.
the walls were begrimed with years of neglect.
دیوارها به دلیل سالها بیتوجهی، کثیف شده بودند.
she tried to clean her begrimed shoes before entering the house.
او سعی کرد قبل از ورود به خانه، کفشهای کثیف خود را تمیز کند.
the begrimed windows obscured the view of the beautiful garden.
پنجرههای کثیف، منظره باغ زیبا را پنهان میکردند.
after the storm, the streets were left begrimed with debris.
بعد از طوفان، خیابانها با بقایای آلودگی پوشیده شده بودند.
his begrimed hands showed how hard he had been working.
دستهای کثیف او نشان میدادند که چقدر سخت کار کرده است.
the artist's studio was begrimed with paint splatters.
اتلیه هنرمند با پاششهای رنگ کثیف شده بود.
they had to scrub the begrimed floor before the guests arrived.
آنها مجبور شدند قبل از ورود مهمانان، کف کثیف را بسابند.
begrimed with soot
پوشیده شده با دوده
a begrimed face
چهرهای پوشیده شده با دوده
the begrimed windows
پنجرههای پوشیده شده با دوده
begrimed armor
زره پوشیده شده با دوده
a begrimed statue
یک مجسمه پوشیده شده با دوده
begrimed with grime
پوشیده شده با کثیفی
his begrimed hands
دستهای پوشیده شده با دوده
the begrimed engine
موتور پوشیده شده با دوده
a begrimed workshop
کارگاه پوشیده شده با دوده
the children played outside and returned home begrimed with dirt.
کودکان در خارج از خانه بازی کردند و با کثیفی به خانه بازگشتند.
the car was begrimed after the long journey through the muddy roads.
ماشین بعد از سفر طولانی در جادههای گلآلود، کثیف شده بود.
he looked begrimed after working all day in the construction site.
او بعد از گذراندن یک روز کامل در محل ساخت و ساز، کثیف به نظر میرسید.
the walls were begrimed with years of neglect.
دیوارها به دلیل سالها بیتوجهی، کثیف شده بودند.
she tried to clean her begrimed shoes before entering the house.
او سعی کرد قبل از ورود به خانه، کفشهای کثیف خود را تمیز کند.
the begrimed windows obscured the view of the beautiful garden.
پنجرههای کثیف، منظره باغ زیبا را پنهان میکردند.
after the storm, the streets were left begrimed with debris.
بعد از طوفان، خیابانها با بقایای آلودگی پوشیده شده بودند.
his begrimed hands showed how hard he had been working.
دستهای کثیف او نشان میدادند که چقدر سخت کار کرده است.
the artist's studio was begrimed with paint splatters.
اتلیه هنرمند با پاششهای رنگ کثیف شده بود.
they had to scrub the begrimed floor before the guests arrived.
آنها مجبور شدند قبل از ورود مهمانان، کف کثیف را بسابند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید