| جمع | beguilers |
she was a beguiler, captivating everyone with her charm.
او یک فریبکار بود، با جذابیت هر کسی را مسحور میکرد.
the beguiler spun tales that enchanted the audience.
فریبکار قصههایی میگفت که مخاطبان را مسحور میکرد.
his smile was that of a beguiler, hiding his true intentions.
لبخند او مانند یک فریبکار بود، اهداف واقعیاش را پنهان میکرد.
many fell for the beguiler's tricks and lost their fortunes.
بسیاری در دام فریبکاری افتادند و داراییهای خود را از دست دادند.
the beguiler's voice was like music, drawing people in.
صدای فریبکار مانند موسیقی بود، مردم را به خود جذب میکرد.
she played the role of a beguiler in the play, mesmerizing the audience.
او نقش یک فریبکار را در نمایش ایفا کرد و مخاطبان را مسحور کرد.
everyone knew he was a beguiler, but they couldn't resist his allure.
همه میدانستند که او یک فریبکار است، اما نمیتوانستند در برابر جذابیت او مقاومت کنند.
the beguiler's laughter echoed through the hall, enchanting all who heard it.
خنده فریبکار در سالن طنینانداز شد و همه کسانی که آن را شنیدند، مسحور کردند.
she was a master beguiler, effortlessly winning hearts.
او یک فریبکار ماهر بود، به راحتی دلها را به دست میآورد.
the beguiler used her wit to charm her way into the elite circles.
فریبکار از هوش خود برای جلب توجه و ورود به حلقههای نخبه استفاده کرد.
she was a beguiler, captivating everyone with her charm.
او یک فریبکار بود، با جذابیت هر کسی را مسحور میکرد.
the beguiler spun tales that enchanted the audience.
فریبکار قصههایی میگفت که مخاطبان را مسحور میکرد.
his smile was that of a beguiler, hiding his true intentions.
لبخند او مانند یک فریبکار بود، اهداف واقعیاش را پنهان میکرد.
many fell for the beguiler's tricks and lost their fortunes.
بسیاری در دام فریبکاری افتادند و داراییهای خود را از دست دادند.
the beguiler's voice was like music, drawing people in.
صدای فریبکار مانند موسیقی بود، مردم را به خود جذب میکرد.
she played the role of a beguiler in the play, mesmerizing the audience.
او نقش یک فریبکار را در نمایش ایفا کرد و مخاطبان را مسحور کرد.
everyone knew he was a beguiler, but they couldn't resist his allure.
همه میدانستند که او یک فریبکار است، اما نمیتوانستند در برابر جذابیت او مقاومت کنند.
the beguiler's laughter echoed through the hall, enchanting all who heard it.
خنده فریبکار در سالن طنینانداز شد و همه کسانی که آن را شنیدند، مسحور کردند.
she was a master beguiler, effortlessly winning hearts.
او یک فریبکار ماهر بود، به راحتی دلها را به دست میآورد.
the beguiler used her wit to charm her way into the elite circles.
فریبکار از هوش خود برای جلب توجه و ورود به حلقههای نخبه استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید