behaviourisms

[ایالات متحده]/bɛˈhaɪvɪərɪzəm/
[بریتانیا]/biˈheɪvjəˌrɪzəmz/

ترجمه

n. نظریه و عمل رفتارگرایی، که بر رفتارهای قابل مشاهده و تأثیرات محیطی آنها تمرکز دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

behaviourisms in education

رفتارگرایی در آموزش

study of behaviourisms

مطالعه رفتارگرایی

impact of behaviourisms

تاثیر رفتارگرایی

criticism of behaviourisms

انتقاد از رفتارگرایی

understanding behaviourisms

درک رفتارگرایی

history of behaviourisms

تاریخچه رفتارگرایی

applications of behaviourisms

کاربردهای رفتارگرایی

جملات نمونه

his behaviourisms often reflect his upbringing.

رفتارگرایی‌های او اغلب بازتابی از تربیت او هستند.

understanding behaviourisms can improve communication.

درک رفتارگرایی‌ها می‌تواند ارتباطات را بهبود بخشد.

her behaviourisms are influenced by cultural norms.

رفتارگرایی‌های او تحت تأثیر هنجارهای فرهنگی قرار دارد.

they studied behaviourisms in animal psychology.

آنها رفتارگرایی‌ها را در روان‌شناسی حیوانات مطالعه کردند.

behaviourisms can vary significantly between individuals.

رفتارگرایی‌ها می‌تواند به طور قابل توجهی بین افراد متفاوت باشد.

he is known for his unique behaviourisms in social settings.

او به خاطر رفتارگرایی‌های منحصر به فردش در محیط‌های اجتماعی شناخته شده است.

behaviourisms play a key role in shaping personality.

رفتارگرایی‌ها نقش مهمی در شکل دادن به شخصیت ایفا می‌کند.

she analyzed the behaviourisms of children in group activities.

او رفتارگرایی‌های کودکان را در فعالیت‌های گروهی تجزیه و تحلیل کرد.

behaviourisms can be learned and unlearned over time.

رفتارگرایی‌ها می‌توانند در طول زمان آموخته و فراموش شوند.

his research focuses on behaviourisms in educational settings.

تحقیقات او بر روی رفتارگرایی‌ها در محیط‌های آموزشی متمرکز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید