| قسمت سوم فعل | beleaguered |
| زمان گذشته | beleaguered |
| شکل سوم شخص مفرد | beleaguers |
| صفت یا فعل حال استمراری | beleaguering |
beleaguered by critics
در محاصره منتقدان
beleaguering the enemy
در محاصره دشمن
beleaguered troops
نیروهای در محاصره
beleaguering defenses
در محاصره دفاعها
the beleaguered company
شرکت در محاصره
beleaguering questions
سوالات در محاصره
the team was beleaguered by injuries throughout the season.
تیم در طول فصل با آسیبدیدگیهای فراوان دست و پنجه نرم کرد.
residents felt beleaguered by the constant noise from construction.
ساکنان به دلیل صدای مداوم ناشی از ساخت و ساز، احساس محاصره میکردند.
she was beleaguered by self-doubt before the big presentation.
او قبل از ارائه بزرگ، دچار تردیدهای شدید خود شد.
the company was beleaguered by financial troubles last year.
شرکت پارسال با مشکلات مالی دست و پنجه نرم کرد.
he felt beleaguered by the demands of his new job.
او احساس میکرد که خواستههای شغل جدیدش او را تحت فشار قرار داده است.
the beleaguered city struggled to recover after the disaster.
شهر آسیبدیده برای بهبودی پس از فاجعه تلاش کرد.
students often feel beleaguered by academic pressures.
دانشجویان اغلب تحت فشار مضرات تحصیلی احساس درماندگی میکنند.
the beleaguered politician faced criticism from all sides.
سیاستمدان تحت فشار از همه طرف با انتقاد روبرو شدند.
she was beleaguered by her responsibilities at home and work.
او هم در خانه و هم در محل کار، مسئولیتهایش او را تحت فشار قرار داده بود.
the beleaguered team managed to pull off a surprising victory.
تیم تحت فشار با وجود سختیها، موفق به کسب یک پیروزی غیرمنتظره شد.
beleaguered by critics
در محاصره منتقدان
beleaguering the enemy
در محاصره دشمن
beleaguered troops
نیروهای در محاصره
beleaguering defenses
در محاصره دفاعها
the beleaguered company
شرکت در محاصره
beleaguering questions
سوالات در محاصره
the team was beleaguered by injuries throughout the season.
تیم در طول فصل با آسیبدیدگیهای فراوان دست و پنجه نرم کرد.
residents felt beleaguered by the constant noise from construction.
ساکنان به دلیل صدای مداوم ناشی از ساخت و ساز، احساس محاصره میکردند.
she was beleaguered by self-doubt before the big presentation.
او قبل از ارائه بزرگ، دچار تردیدهای شدید خود شد.
the company was beleaguered by financial troubles last year.
شرکت پارسال با مشکلات مالی دست و پنجه نرم کرد.
he felt beleaguered by the demands of his new job.
او احساس میکرد که خواستههای شغل جدیدش او را تحت فشار قرار داده است.
the beleaguered city struggled to recover after the disaster.
شهر آسیبدیده برای بهبودی پس از فاجعه تلاش کرد.
students often feel beleaguered by academic pressures.
دانشجویان اغلب تحت فشار مضرات تحصیلی احساس درماندگی میکنند.
the beleaguered politician faced criticism from all sides.
سیاستمدان تحت فشار از همه طرف با انتقاد روبرو شدند.
she was beleaguered by her responsibilities at home and work.
او هم در خانه و هم در محل کار، مسئولیتهایش او را تحت فشار قرار داده بود.
the beleaguered team managed to pull off a surprising victory.
تیم تحت فشار با وجود سختیها، موفق به کسب یک پیروزی غیرمنتظره شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید