belonged

[ایالات متحده]/bɛˈlɒŋd/
[بریتانیا]/bəˈlɑːnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشتهٔ مشارکت belong; عضوی از چیزی بودن; مناسب بودن یا متناسب بودن برای چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

belonged to someone

به کسی تعلق داشت

belonged together

با هم تعلق داشتند

never belonged anywhere

هیچ وقت به هیچ جایی تعلق نداشت

belonged to history

به تاریخ تعلق داشت

didn't belong there

آنجا قرار نداشت

جملات نمونه

the book belonged to my grandfather.

کتاب متعلق به پدربزرگم بود.

this necklace belonged to her mother.

این گردنبند متعلق به مادرش بود.

the house once belonged to a famous artist.

این خانه زمانی متعلق به یک هنرمند مشهور بود.

he found out that the watch belonged to his father.

او متوجه شد که ساعت متعلق به پدرش بود.

the land belonged to the family for generations.

این زمین برای نسل‌ها متعلق به خانواده بود.

that old guitar belonged to a legendary musician.

آن گیتار قدیمی متعلق به یک نوازنده افسانه‌ای بود.

the car belonged to my best friend in college.

این ماشین متعلق به بهترین دوست من در دانشگاه بود.

the painting belonged to a wealthy collector.

این نقاشی متعلق به یک کلکسیونر ثروتمند بود.

the title deed showed that the property belonged to him.

سند مالکیت نشان داد که این ملک متعلق به او بود.

the trophy belonged to the winning team from last year.

این جام به تیم برنده سال گذشته تعلق داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید