pertained

[ایالات متحده]/pəˈteɪnd/
[بریتانیا]/pərˈteɪnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. مربوط بودن یا مربوط به چیزی بودن; قابل اعمال یا مرتبط بودن; وجود داشتن یا وجود داشتن; مناسب یا متناسب بودن

عبارات و ترکیب‌ها

pertained to

مرتبط با

pertained directly

به طور مستقیم مرتبط

pertained specifically

به طور خاص مرتبط

pertained mainly

به طور عمده مرتبط

pertained largely

به طور گسترده مرتبط

pertained generally

به طور کلی مرتبط

pertained exclusively

به طور انحصاری مرتبط

pertained solely

منحصراً مرتبط

pertained indirectly

به طور غیرمستقیم مرتبط

pertained appropriately

به طور مناسب مرتبط

جملات نمونه

the documents pertained to the new policy changes.

اسناد مربوط به تغییرات سیاست جدید بودند.

her research pertained to environmental sustainability.

تحقیقات او مربوط به پایداری محیط زیست بود.

the questions pertained to the previous lecture.

سوالات مربوط به سخنرانی قبلی بودند.

his comments pertained to the team's performance.

نظرات او مربوط به عملکرد تیم بود.

the regulations pertained to safety standards.

مقررات مربوط به استانداردهای ایمنی بودند.

her responsibilities pertained to project management.

مسئولیت‌های او مربوط به مدیریت پروژه بود.

the evidence pertained to the ongoing investigation.

شواهد مربوط به تحقیقات در جریان بود.

his interests pertained to technology and innovation.

علاقه او به فناوری و نوآوری بود.

the findings pertained to consumer behavior.

یافت‌ها مربوط به رفتار مصرف‌کننده بود.

the discussions pertained to future collaborations.

بحث‌ها مربوط به همکاری‌های آینده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید