| جمع | benchers |
senior bencher
داور ارشد
back-benchers were muttering about the next reshuffle.
نمایندگان رد پا در مورد تغییرات بعدی زمزمه میکردند.
back-benchers put pressure on the government to provide safeguards.
نمایندگان رد پا بر دولت فشار آوردند تا اقدامات حفاظتی را فراهم کنند.
a Labour back-bencher sounded a warning.
یک نماینده رد پا از حزب کارگر اخطار داد.
The back-bencher's speech hit at government spending.
سخنرانی نماینده رد پا به مخالفت با هزینههای دولت پرداخت.
a back-bencher who had never held ministerial office.
یک نماینده رد پا که هرگز سمت وزارتی نداشته است.
senior bencher
داور ارشد
back-benchers were muttering about the next reshuffle.
نمایندگان رد پا در مورد تغییرات بعدی زمزمه میکردند.
back-benchers put pressure on the government to provide safeguards.
نمایندگان رد پا بر دولت فشار آوردند تا اقدامات حفاظتی را فراهم کنند.
a Labour back-bencher sounded a warning.
یک نماینده رد پا از حزب کارگر اخطار داد.
The back-bencher's speech hit at government spending.
سخنرانی نماینده رد پا به مخالفت با هزینههای دولت پرداخت.
a back-bencher who had never held ministerial office.
یک نماینده رد پا که هرگز سمت وزارتی نداشته است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید