benders

[ایالات متحده]/ˈbendərz/
[بریتانیا]/ˈbendər z/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دوره‌ای از نوشیدن یا استفاده از مواد مخدر به طور بیش از حد؛ جمع bender (ماشینی که برای خم کردن لوله‌ها یا مواد دیگر استفاده می‌شود)

عبارات و ترکیب‌ها

alcohol benders

اعتیاد به الکل

work benders

اعتیاد به کار

holiday benders

اعتیاد به تعطیلات

gaming benders

اعتیاد به بازی

spending benders

اعتیاد به خرج کردن

جملات نمونه

he is known for his creative benders during art projects.

او به خاطر خمیدگی‌های خلاقانه خود در طول پروژه‌های هنری شناخته شده است.

after a few benders, she decided to take a break from drinking.

پس از چند خمیدگی، او تصمیم گرفت از نوشیدن استراحت کند.

his benders often lead to wild adventures.

خمیدگی‌های او اغلب به ماجراهای وحشی‌گرانه منجر می‌شود.

they went on a shopping bender last weekend.

آنها آخر هفته گذشته به یک خرید خمیده رفتند.

she enjoys her creative benders in the kitchen.

او از خمیدگی‌های خلاقانه خود در آشپزخانه لذت می‌برد.

the team had a few benders while brainstorming ideas.

تیم در حین بارش ایده‌ها چند خمیدگی داشت.

he often goes on spending benders without thinking.

او اغلب بدون فکر کردن به خمیدگی‌های خرج کردن می‌رود.

after a long week, they indulged in a weekend bender.

پس از یک هفته طولانی، آنها در یک خمیدگی آخر هفته غرق شدند.

her benders usually involve late-night movies and snacks.

خمیدگی‌های او معمولاً شامل فیلم‌ها و تنقلات شبانه می‌شود.

he had a bender of creativity when writing his novel.

او هنگام نوشتن رمانش، خمیدگی خلاقیت داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید