malignantly

[ایالات متحده]/məˈlɪɡnəntli/
[بریتانیا]/məˈlɪɡnəntli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طریقی که مضر یا شیطانی است

عبارات و ترکیب‌ها

malignantly aggressive

به شدت تهاجمی

malignantly tumor

تومور سرطانی

malignantly disposed

با پیش‌بینی‌های بد

malignantly harmful

به شدت مضر

malignantly infected

به شدت آلوده

malignantly driven

به شدت تحت فشار

malignantly hostile

به شدت خصمانه

malignantly cruel

به شدت بی‌رحم

malignantly deceitful

به شدت فریبکارانه

malignantly vicious

به شدت خبیث

جملات نمونه

the tumor was found to be malignantly aggressive.

تومور به عنوان تهاجمی و سرطانی تشخیص داده شد.

she spoke malignantly about her former colleague.

او به طور شرورانه درباره همکار سابق خود صحبت کرد.

his malignantly deceptive behavior shocked everyone.

رفتار فریبکارانه و شرورانه او همه را شوکه کرد.

the malignantly infected wound required immediate attention.

زخم آلوده و سرطانی نیاز به رسیدگی فوری داشت.

they feared the malignantly spreading rumors.

آنها از شایعات در حال گسترش و شرورانه می‌ترسیدند.

the malignantly twisted plot left viewers in disbelief.

طرح پیچیده و شرورانه بینندگان را در حیرت رها کرد.

her malignantly critical remarks hurt his feelings.

اظهارات انتقادآمیز و شرورانه او باعث ناراحتی او شد.

the malignantly corrupt system needed reform.

سیستم فاسد و شرورانه نیاز به اصلاح داشت.

he was diagnosed with a malignantly aggressive cancer.

او به سرطان تهاجمی و سرطانی مبتلا تشخیص داده شد.

they were alarmed by the malignantly hostile takeover.

آنها نگران غصب خصمانه و شرورانه بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید