malignantly aggressive
به شدت تهاجمی
malignantly tumor
تومور سرطانی
malignantly disposed
با پیشبینیهای بد
malignantly harmful
به شدت مضر
malignantly infected
به شدت آلوده
malignantly driven
به شدت تحت فشار
malignantly hostile
به شدت خصمانه
malignantly cruel
به شدت بیرحم
malignantly deceitful
به شدت فریبکارانه
malignantly vicious
به شدت خبیث
the tumor was found to be malignantly aggressive.
تومور به عنوان تهاجمی و سرطانی تشخیص داده شد.
she spoke malignantly about her former colleague.
او به طور شرورانه درباره همکار سابق خود صحبت کرد.
his malignantly deceptive behavior shocked everyone.
رفتار فریبکارانه و شرورانه او همه را شوکه کرد.
the malignantly infected wound required immediate attention.
زخم آلوده و سرطانی نیاز به رسیدگی فوری داشت.
they feared the malignantly spreading rumors.
آنها از شایعات در حال گسترش و شرورانه میترسیدند.
the malignantly twisted plot left viewers in disbelief.
طرح پیچیده و شرورانه بینندگان را در حیرت رها کرد.
her malignantly critical remarks hurt his feelings.
اظهارات انتقادآمیز و شرورانه او باعث ناراحتی او شد.
the malignantly corrupt system needed reform.
سیستم فاسد و شرورانه نیاز به اصلاح داشت.
he was diagnosed with a malignantly aggressive cancer.
او به سرطان تهاجمی و سرطانی مبتلا تشخیص داده شد.
they were alarmed by the malignantly hostile takeover.
آنها نگران غصب خصمانه و شرورانه بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید