besom

[ایالات متحده]/ˈbɛzəm/
[بریتانیا]/ˈbɛsəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جارو بزرگ و سفت که برای جارو کردن ساختمان‌ها یا حیاط‌ها استفاده می‌شود.
v. با یک جارو به جارو کردن پرداختن.
Word Forms
جمعbesoms

عبارات و ترکیب‌ها

besom of twigs

چوب‌های کوچک

besom bristles

تیغ‌های برس

جملات نمونه

she swept the floor with a besom.

او کف را با یک برس جارو کرد.

the old woman made a besom from twigs.

زن پیر یک برس از شاخه ها درست کرد.

he used a besom to clean the yard.

او از یک برس برای تمیز کردن حیاط استفاده کرد.

a besom is a traditional broom.

برس یک جاروی سنتی است.

they sell handmade besoms at the market.

آنها برس های دست ساز را در بازار می فروشند.

she prefers a besom over a vacuum cleaner.

او ترجیح می دهد برس را به جاروبرقی.

the witch flew on her besom in the story.

جادوگر در داستان با برس خود پرواز کرد.

after the party, i grabbed a besom to tidy up.

بعد از مهمانی، من برای مرتب کردن یک برس برداشتم.

using a besom is eco-friendly.

استفاده از برس سازگار با محیط زیست است.

he crafted a beautiful besom for decoration.

او یک برس زیبا برای تزئین ساخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید