| جمع | besoms |
besom of twigs
چوبهای کوچک
besom bristles
تیغهای برس
she swept the floor with a besom.
او کف را با یک برس جارو کرد.
the old woman made a besom from twigs.
زن پیر یک برس از شاخه ها درست کرد.
he used a besom to clean the yard.
او از یک برس برای تمیز کردن حیاط استفاده کرد.
a besom is a traditional broom.
برس یک جاروی سنتی است.
they sell handmade besoms at the market.
آنها برس های دست ساز را در بازار می فروشند.
she prefers a besom over a vacuum cleaner.
او ترجیح می دهد برس را به جاروبرقی.
the witch flew on her besom in the story.
جادوگر در داستان با برس خود پرواز کرد.
after the party, i grabbed a besom to tidy up.
بعد از مهمانی، من برای مرتب کردن یک برس برداشتم.
using a besom is eco-friendly.
استفاده از برس سازگار با محیط زیست است.
he crafted a beautiful besom for decoration.
او یک برس زیبا برای تزئین ساخت.
besom of twigs
چوبهای کوچک
besom bristles
تیغهای برس
she swept the floor with a besom.
او کف را با یک برس جارو کرد.
the old woman made a besom from twigs.
زن پیر یک برس از شاخه ها درست کرد.
he used a besom to clean the yard.
او از یک برس برای تمیز کردن حیاط استفاده کرد.
a besom is a traditional broom.
برس یک جاروی سنتی است.
they sell handmade besoms at the market.
آنها برس های دست ساز را در بازار می فروشند.
she prefers a besom over a vacuum cleaner.
او ترجیح می دهد برس را به جاروبرقی.
the witch flew on her besom in the story.
جادوگر در داستان با برس خود پرواز کرد.
after the party, i grabbed a besom to tidy up.
بعد از مهمانی، من برای مرتب کردن یک برس برداشتم.
using a besom is eco-friendly.
استفاده از برس سازگار با محیط زیست است.
he crafted a beautiful besom for decoration.
او یک برس زیبا برای تزئین ساخت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید